تبلیغات
پس از آتش بس - مطالب ابر طنز
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 18 فروردین 1394 :: نویسنده : صفیه رضایی

مدتی است که ذهنم بدجور درگیر شده... یک سری چیزها رو اصلا نمی فهمم. معنی اصطلاحات و کلمات را به زور متوجه می شم. نه اینکه سواد دانشگاهی نداشته باشم. نه.. دکترا ادبیات دارم. فقط بیکارم.. شاید این بیکاری بدجور مغزم رو معیوب کرده . هر روز که روزنامه ها رو ورق می زنم حس می کنم که ادبیات ما روز به روز غنی تر شده است. بله خوب... نه تنها هنر نزد ایرانیان است بلکه ادبیات هم نزد ایرانیان است و بس.. ولی خب من معنی این چند تا مورد نمی فهمم.. میشه بهم بگید....

*هیچ وقت معنی رند شدن را نفهمیدم. آخرین بار که کسی به من گفت رندش کن زمانی بود که مغازه رفته بودم مغازه دار 500 تومان کم داشت گفت یه آدامس بردار تا رند بشه.. گفتم آقا اینکه رندبازیه نه رندکردن.. گفت همینی که هست.. کلی هم عصبانی شد... بعدشم داد زد سرم که: اصلا همین امسال قیمت تاکسی رو به خیالشون رند کردن... یه وقت فکر نکنید رند بازیه ها.....

*هیچ وقت معنی شناور شدن را نفهمیدم. البته زیاد شنا می کنم. شناگر ماهری هستم. البته آب زیاد ندیدم..یعنی  نمی بینم. ولی خب این شناور شدن قیمت ها که میگن نمی فهمم یعنی چی؟ فقط اینو میدونم که وقتی همه توی استخر آب شناور می شن خیلی هر که به هرکی میشه. اصلا معلوم نمیشه کی به کیه. حالا این که میگن قیمت بعضی چیزا شناور شده یعنی چی....

*هیچ وقت نفهمیدم تورم میاد پایین یعنی چی.. ولی تا اونجایی که یادمه وقتی تورم بیاد پایین میگن دیگه نباید قیمت ها بره بالا. مثلا وقتی تورم کمتر 20 یا 30 درصد بشه بعد هم قیمت سوخت قرار نباشه بره بالا چرا باید قیمت کرایه ها بالا بره.. خیلی معادله سختیه.. من نمیفهمم... سواد ریاضی ندارم دیگه... احتمالا معنی اون قبلی شناورو اینجا شاید بفهمم.از پس کرایه تاکسی و اتوبوس گرون میشه مردم توی مترو روی هم دیگه شناور میشن...

* هیچ وقت مفهموم آزادی رو نفهمیدم. تا زمانی که یکی از دوستام را زندان انداختن. اون برام گفت آزادی خیلی خوبه.. اتفاقا منم بهش گفتم خیلی ها دنبال آزادی و آزادسازی هستن. اصلا خوش به حال اونا که آزاد می کنن. خوش به حال سنگگ. خوش به حال تافتون. خوش حال فانتزی... خوش به حال لواش... خوش به حال همه چی

* هیچ وقت معنی اصلاح را نفهمیدم. خوب نمی فهمم. شنیدم اصلاح کردن یعنی زیاد شدن. اینکه که گفتن اصلاح قیمت ها یعنی همین دیگه. خودم شنیدم با گوشای خودم... خوب من روم نمیشه برم سلمانی.. بگم موهامو اصلاح کن... یعنی زیاد کن... خوب تمام باورهام داره زیر سوال میره...

تازه کلی چیزای دیگه هم هست که نمی فهمم.  ولی خوب باشه برای بعد... من کلا آدم نفهمی هستم.... نه...

 





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 27 آبان 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی


خدا نصیبتون نکنه. نه یعنی خدا نصیبتون بکنه. آخه ازدواج شتری که در خونه هر کی باید بخوابه. ولی خوب شترای امروزی یه کم وزنشون زیاده. تا بیان بخوابن طول میکشه. تا بخوانن بلند شن کمر شترسوار شکسته. حالا بگذریم. با نامزدم که البته چشم بد دور یه کم بالا میشینن و من بدبخت هم از نرخ های اونجا خبر نداشتم تصمیم گرفتیم بریم تالار، آرایشگاه و ماشین و خلاصه دنگ و فنگ عروسی ببینیم.چشمتون  روز بد نبینه...

اول رفتیم دیدن لباس عروس:

 صاحب فروشگاه بعد کلی قر و فر گفت: لباس عروس‌های این مزون به اضافه دستمزد، پارچه، لوازم مصرفی و هزینه رفت و برگشت طراح اسپانیایی به طور میانگین از ۶۰ میلیون تومان شروع می‌شود و سقف گران‌ترین لباس هم معلوم نیست. چون باید به نرخ روز محاسبه شود. از ترس یعنی خیس عرق شدم...

دوم رفتیم آرایشگاه:

 خانم آرایشگر شروع کرد برای خانمم توضیح داد که: از چند ماه قبل از عروسی باید پوست عروس آماده میک آپ بشود. ماساژ و تقویت پوست صورت، پاک‌سازی و شفاف‌سازی پوست، بوتاکس، گریم شبیه‌سازی عروس به داماد، میک آپ وی‍ژه عروس به سبک اروپایی، ماسک و تقویت و آماده‌سازی مو برای رنگ کردن، رنگ و مش، شینیون، مانیکور و طراحی ناخن، تتو و طراحی بدن و از جمله کارهایی است که برای عروس انجام می‌دهیم. برای بازار گرمی هم که شده وقتی به سر قیمت رسیدیم گفت: زمانی آمده‌اید که به تخفیف ویژه‌مان خورده‌اید: «پکیج ویژه عروس که همه این آیتم‌ها را شامل می‌شود، یک عدد تاج شکیل عروس و آرایش ویژه پاتختی هم به عنوان هدیه تقدیم عروس خانم می‌شود که روی هم هشت میلیون تومان برای شما تمام خواهدشد.

سوم رفتیم عکاسی

جناب عکاس گفتند: اگر بخواهید خارج از ایران هم عکس‌های‌تان انداخته شود بین ۱۵ تا ۲۵ میلون تومان خرج برمی‌دارد. اگر هم بخواهید در داخل ایران عکس‌های‌تان را بیندازید قیمت بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان می‌شود. عرق بر دیده و غم بر دلم نشست. خواستم به نامزد جانم بگم با این همه جیرینگ جارانگ عروسی میخواین کلا بیخیال شین.

سالن و غذای عروسی

صاحب سالن برای ما گفت که: منوها بر اساس طیف غذاها، خوراک‌ها و دسر‌ها طراحی شده، البته اگر عروس و داماد بخواهند، می‌توانیم منوهای ترکیبی هم طراحی کنیم ولی هزینه‌اش متفاوت است. بعد از تمام این صحبت‌ها وقتی قیمت این سالن با منوی رنگارنگش به میان آمد، به حالت عادی که انگار رقم‌ها را به ریال می‌گوید، ادامه داد: هزینه این سالن برای هر نفر از مهمانان با احتساب سرویس و مالیات به طور متوسط نزدیک ۳۰۰ هزار تومان تمام می‌شود. با خودم گفتم نه این عروسی رو خواستم نه این همه عرق کردنو. آخه یه عروسی اونم یک شب این همه خرج؟ این نرخارو از کجا میارن خب. بعد هی میگن ازدواج آسان و اینا. بابا ازدواج آسان هم بخواهیم نمیتوانیم....تو این فکر بودم خانمم صدام کرد: بدو دیگه هنوز کلی جای دیگه باید سر بزنیم و وقت بگیریم... یعنی برام دعا کنید....

« برای صفحه طنز دنیای کیش نوشتم»





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 27 آبان 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

صبح شنبه داشتم میرفت دانشگاه دیدم بتول خانوم زن عباس آقا بقال همین طور داره فحش میده. گفتم حاجیه خانم ،بلا بود چیه. چیزی شده خدی نکرده؟

 میگه: ملت کار و زندگی که ندارند. دزد زده بقالی مارو. کلی جنس برده. رفتیم شکایت کردیم. به کار ما رسیدگی نکردن میگن بیکاریه خانوم. کار نیست. جوونا از درو دیوار خونه مردم بالا میرن.  شما ببخشیدش. یارو دزده گریه میکرد من نکردم. مادمو میخوام. گفتم ذلیل مرده جنس بقالی مارو بردی. میگه حق من پایمال میشه. یارو اسمش تا دیروز هوشنگ اگزوز بوده حالا شده فرشته جون. همه براش سرو دست میشکنن.

 میگم: چه جالب . مگه میشه؟ خوب بعدش چی شد بتول خانوم؟

بتول خانوم میگه: تازه کلی جرم داشته. دختر مردمو دزدیده. وای خدا مرگم بده. آخر الزمان شده. شنیدم پارسال تا پای چوبه دار هم رفته بوده. زنه ذلیل مرده قاتل بخشیده بودتش. اون هم برای اینکه عکسشو تو این کانال های خارجی پخش کنند بگن وای نکشید. وای نکشید. اینا بیمارن. بیماری روحی دارند. مجرم نیستند که. خلاصه ننه جونم برات بگه چنان ناز این فرشته جونو نه اشتباه گفتم این هوشنگ اگزوزیه میکشنا کلی عکس پسرم تو کانال بی بی سی دیده ننه ازش؟ من که بلد نیستم. میگن اونا گفتند هر که  خطا و جرم کرد ببخشیدش. اینا گناه دارند.

 حالا مال مردمو میخورند و قاچاق و جرم میکنند چیزی نیست.  بعد هم کلی عکس ازشون میندازند و اسموشو میذارن فرشته جون.

 چه مملکتی شده مادر.

میگم: خوب پس تکلیف قصاص  چی میشه؟ مملکت قانون داره؟

 میگه: داره. ولی اینقدر شلوغش میکنند انگار پسره دست گل تحصیل کرده و آقاشونو میخوان به ناحق سر ببرن.

همچین میگن قاتلو ببخشید و قصاص نکنید و دزد و قاچاقچیو کار نداشته باشید یه وقت حقوق بشر دردش میگیره انگار مملکت بیصاحابه.

 میگم: بتول خانوم اطلاعاتون که کافیه ماشاء الله؟

 حالا دزد چی شد؟بالاخره جنساتونو گرفتید؟ خسارت چی شد؟

 میگه: میگیریم ایشالا. اگر این منورالفکرا نگن در حق کسی بدی کردید ننه. آخه اسم هر قاتل و دزد و عربده کشی رو میذارن فرشته جون. حالا باز خوبه مملکت صاحاب داره. برو ننه دانشگاه دیر میشه..





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 شهریور 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

 اینقدر دم از ازدواج میزنند که جوانان بجنبید ازدواج کنید نسلمان دارد منقرض می­شود. بچه بیاورید و از این طرف جوانان بیچاره دم از بی پولی و بیکاری می­زنند که ای وای خودمان را هم نمی­توانیم تامین کنیم چه رسد که ناخور اضافه هم بیاید. این می­شود که مسئولین عزیز برای ردگم کنی که همه مشکلات اقتصادی نیست و توکل به خدا بروید زیر یک سقف مدام آمار طلاق را بهانه می­کنند که مثلا زن و شوهر ها توقع شان از هم بالا رفته و اصلا جیب خالی شوهر عزیز چندان مهم نیست. مدام هم می­گویند اگر درست همسر انتخاب کنید خوشبخت می­شوید و چنان. بی مربوط هم نمی­گویند. گفته اند می­خواهند مراکز مشاوره و ازدواج استاندارد! هم درست کنند که همه یکجور مشاوره شوند. اینطو دیگر فرق مشاوره پیش از ازدواج، اقدس خانم همسایه با علی آقا بقال و مرکز مشاوره فلان! معلوم می­شود.اصلا اگر آمار طلاق بالا رفته فقط بخاطر همین مشاوره غیر استاندارد هست. حالا سایت های همسریابی را مجوز می­دهند آن جای خود! مهم این است که هم برای عده ای روانشناس و مددکار لیانسه بیکار ایجاد اشتغال می­شود و هم جیب آقا دامادها پیش پیشتر ازدواج خالی­تر می­شود. بسیار هم عالی! اصلا جوانان عزیز اصول چانه زنی و رایزنی پیش از ازدواج را بیشتر فرا می­گیرند. حالا پول ندارند و کار ندارند و اینها به درک... مهم مشاوره است.اصلا این داعشی­های از خدا بی­خبر اگر این سیستم پشتیبانی پیش از ازدواج و مرکز ازدواج استاندارد ما را می­دیدند این همه مشوق­های ازدواج به اعضای خود نمی­دادند. یک مفتی می­نشست موعظه می­کرد و بقیه در راه خدا ازدواج می­کردند. نیازی به منزل مسکونی، اثات منزل، مبلغ 1200 دلار هم نبود. مگر عقلشان کم است. برای هر شبه نظامی سوری 400دلار، شبه نظامی سوریه متاهل علاوه بر این مبلغ 100 دلار برای هر همسر و 50 دلار برای هر فرزند و برای متاهلان مسکن فراهم کنند. خلاصه نمردیم فرق ازدواج استاندارد و غیر استاندارد را هم فهمیدیم.کلا در همه چیز الگو هستیم. دیر زمانی نمی پاید که همگان پیش به سوی ازدواج استاندارد روانه می­شوند. پیش بسوی...

 





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 شهریور 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

این جنبش های آبکی هم معضلی شده است. ذهن عموم را که مشغول کرده هیچ، مسئولین هم در راستای خدمت رسانی به بشر و حمایت از بیماران همگی سطل به دست منتظر تبصره و مصوبه مانده­اند و بیانیه­های خود را صادر کرده اند. نظیر تعدادی از سازمان ها که پیام­های سرشار از آب و یخشان را در زیر می­خوانیم:

انجمن سینمای ایران: ما همگی سطل بدست هستیم و برای فتح شبکه های اجتماعی و خودنمایی و لوس بازی تلاش میکنیم.

 وزارت جهاد کشاورزی: به کشورها اعلام کردیم هر کدام یک سطل آب به ما بدهند. هم آبکی آبکی تفریحی میکنیم هم کشت و زرعمان رونق میگیرد و برای کشاورزان هم پر برکت است.

 صدا وسیما: آقا آب بریز... با توام جناب مجری آب بریز... از این برنامه ها که چیزی در نمی آید بلکه آب ببندیم بهش بیننده پیدا شود.

وزارت بهداشت: ما نگرانیم. نگران این مردم.وقتی با یک سطل آب میشود شاد شوند چرا ما آب رویشان نگیریم.

وزرات کار و امور اجتماعی:  چون حجم بیکاری بالا رفته فرصتی مناسب است جوانان عزیز  سرشان گرم آب بازی شود . اصلا فعالیت شیکی هم هست. سعی در اشاعه گفتمان آب بازی هستیم.

وزارت نفت: آب بیاور، نفت ببر!

 

وزارت صنعت، معدن: قراردادی با چین بسته ایم که حجم بالایی آفتابه وارد کنیم. چرا که جنبش آبکی مورد توجه نسل جوان قرار گرفته و ما در راستای اهداف ملت تلاش میکنیم.

وزارت مسکن: ما از این جنبش حمایت میکنیم. جوانان را خانه دار که نکردیم. پس انداز هم نمی توانند بکنند. بلکه سرشان گرم شود کمتر به فکر خانه های خالی بیافتند.

آبفای تهران: آقا بحران کم آبی است. کم آب بریزید. به جایش یک مشت خاک بر سر کنید لطفا.

شهرداری: آقایان... خانمها.. جدا جدا سطل بگیرید دست. خانم اینور. آقا شما اونور.. حالا آبو بریزید اونجا که سوخت..

و.... البته تعدادی سازمان ها و ارگان ها در حمایت از این طرح خداپسندانه و پولساز سخن ها گفته اند. قرار است تمامی خیران هم از این به بعد فقط سطل بخرند و آب یخ بر سر بریزنند. خدا را شکر که تا سال 2040 هم وقت داریم. دولت فخیمه روسیه هم قرار است آب به ما بدهد، هم از تشنگی نمی­میریم و هم به فعالیت­های انسان دوستانه مان ادامه دهیم. همه چیز نزد ما است و بس...پس...

 





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 مرداد 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

در راستای نسخه جدید وزارت بهداشت برای پر تحرک کردن مردم وزارت رفاه اعلام کرد که در سبد امنیت غذایی دو کیلو پیاز با یک بسته فلفل سیاه هم گذاشته میشود. البته قرار نیست کسی هم گرسنه بماند. چون در همین راستا وزارت جهاد کشاورزی موظف شده که زمین هایی را در اختیار پیست دوچرخه سواری و مکان های مناسب ورزش و تحرک در اختیار سازمان های دیگر قرار دهد. البته این غیر از ویلا سازی است. برنامه ملی کاهش کم تحرکی درباره وزرات نیرو خیلی سنگین تر است. چرا که این سازمان موظف است غیر از رقم های نجومی فیش آب و برق و گاز که بسی باعث تحرک و عرق کردن مردم میشود پیام های سلامت و تحرک هم روی فیش ها درج کند. زنان کم تحرک هم باید طبق سیاستگذاری مرکز امور زنان بیشتر از آشپزخانه به اتاق خواب بروند و برعکس. اصلا زیاد هم نباید سر کار بیرون بمانند. برای تحرکشان خوب نیست. وزارت آموزش و پرورش هم موظف به انجام ورزش صبحگاهی در مدارس است. البته برای تحرک روحیه و از خواب بیدار شدن دانش آموزان خوب است که فرق متجاوز را از معلم و ناظم تشخیص دهند.پیامک های ارسالی وزارت ارتباطات هم باید سرشار از تحرک فیزیکی  باشد. به نحوی که دیگر کسی موبایلش را بعد از دیدن پیامک پرتاب نکند بلکه مشتاقانه درجا بزند. شهرداری هم موظف است که مردم بر اثر تحرک زیاد فیزیکی در پیاده روها به هم برنخورند. از این به بعد همه با دوچرخه با قبوض برق و گاز و آب سرشار از تحرک، با پیاده روها و خیابان های امن، همراه با زنبیلی حاوی تحرک میرویم تا سال 2025  به تعهد کشور در کم کردن 10 درصد تنبلی عمل کنیم. بابا اصلا چه کسی میگوید ما مقام دوم غمگینی در دنیا را داریم؟ از همین فرداست که همگی شعار میدهیم دوچرخه،پیاده ،تحرک، فقط خواست عموم است. قرار است سراشیبی تهران هم هموار شود! البته وزیر بهداشت هم حتما موقع امضای طرح در حال در جا زدن بودند. قیمت خودرو هم بالا میرود و دلش نمیخواهد پایین بیاید بابت همین تحرک است. مسیرها که سه کیلومتری شود فقط جای دوچرخه و عابر متحرک است. ماشین از مد افتاد. البته صدا وسیما  ،همان حمایت طلب بزرگ هم هر صبح با آهنگ پاشو پاشو کوچولو از رختخواب بیدار شو... به مردم تحرک میدهد. واقعا دستشان درد نکنه....





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :