تبلیغات
پس از آتش بس - مطالب ابر جنگ
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
اخیرا در نیجریه گروهک افراطی بوکوحرام ۲۵۰ دختر از مدرسه ای ربودند ولی هیچ کس هیچ اعتراضی به این جریان تروریستی نکرد. هیچ مرجعی شکایتی نکرد و فتوایی نداد.این سکوت صحه گذاشتن بر تمام جهل و نادانی و افراط گری آنان است و چهره اسلام را خشن جلوه دادن است. حالا چرا بیانیه ای صادر نمیشود و حرفی زده نمیشود. خدا میداند و بس. از آن تازه تر این گروه اعلام کرده که قصد ربودن پسران را هم دارد و عده ای کارگر چینی هم در تیررس آنان هستند. ۲۰ زن دیگر در نیجریه هم توسط این گروه ربوده شده اند. بوکو حرام خواهان تشکیل حکومت اسلامی در نیجریه است. اعضای بوکوحرام تاکنون چندین مرتبه به حملات مشابه در خاک نیجریه و حتی در کشور همسایه یعنی کامرون مبادرت کرده و چندین نفر را کشته یا ربوده اند.

مردم نیجریه از ناتوانی دولت درمقابله با این گروه شبه نظامی به خشم آمده اند و تشدید اقدامات دولت علیه بوکو حرام را خواستار هستند. دولت کامرون نیز برای مقابله با این سیل ترور، واحدهای ارتش را در مرزهای شمالی خود با نیجریه مستقر کرده است.

با این رعب و وحشتی که از سوی آنان راه افتاده است صحیح نیست که پیامی از سوی جهان اسلام برای محکومیت آنان صادر شود؟ شب زنده داری و اشک از جان دخترکانی که برده میشوند و تباه و یا فروخته میشوند دردی را دوا نمیکند.. آخر چرا؟





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، سیاست خارجی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

نزدیک به یک ماه از اسارت مرزبانان ایرانی میگذرد.از زمانی که این خبر بر خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت تا به این لحظه شبکه های اجتماعی مملوء از پست هایی بوده که حاکی از تقاضا برای آزادی فرزندان ایران است.از جمله در توییتر که این خبر در صدر اخبار داغ جهان قرار گرفت. در لابه لای اخبار ضد و نقیضی که از آزادی مرزبانان ایرانی مخابره میشود با این حال هنوز سازمان های حقوق بشر جهانی هیچ اقدام و صحبتی در راستا نداشته اند. با این حال نامه روز گذشته بیش از 400 هنرمند و روزنامه  نگار خطاب به سازمان ملل متحد  این امید را تقویت میکند که اقدامی از سوی این سازمان و مجامع حقوق بشری صورت گیرد. هر چند تا به  اکنون هیچ واکنشی از این سازمان درباره اسارت مرزبانان ایرانی صورت نگرفته است.جای بسی تاسف است که آنهایی که ادعای حقوق بشر دارند اقداماتشان بوی حقوقی بی بشر را میدهد. با این حال واکنش اهالی فرهنگ ایران به این موضوع و امضای نامه ای خطاب به سازمان ملل حرکت قابل ستایشی است. امید است فرزندان وطن به زودی آزاد شودند.





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، امنیت،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 مرداد 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

جیمز پتراس «James Petras» استاد ممتاز بازنشسته جامعه‌شناسی در دانشگاه بینگهمتون نیویورک است. وی تا کنون ۶۳ عنوان کتاب تالیف نموده و کتاب‌های وی به ۲۹ زبان ترجمه شده‌اند. پتراس همچنین بیش از ۶۵۰ مقاله در نشریات تخصصی همانند مجله جامعه‌شناسی آمریکا، مجله جامعه‌شناسی انگلیسی پژوهش‌های جامعه‌شناختی،‌ مجله آسیای معاصر، نشریه مطالعات دهقانان و… به رشته تحریر درآورده است. همچنین حدود ۲۰۰۰ مقاله از ایشان در نشریات غیرتخصصی همچون نیویورک تایمز،‌ گاردین، ‌نیشن، ‌کریستین ساینس مانیتور،‌ فارین پالیسی و لوموند دیپلماتیک به چاپ رسیده است. انتشارات معتبری مثل راتلج، رندوم هاوس، ‌مک میلان و pluto Book کتاب‌های پتراس را منتشر نموده‌اند.

وی لیسانس خود را از دانشگاه بوستون و مدرک دکترای خود را از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت نمود و از سال ۱۹۷۲ تدریس در گروه جامعه شناسی دانشگاه بینگهمتون را آغاز کرد. زمینه‌های کاری وی عبارتند از: توسعه، آمریکای لاتین، کارائیب،‌ جنبش‌های انقلابی و تحلیل طبقاتی. وی جوایز متعددی را نیز به دست آ‌ورده است که به‌عنوان نمونه می‌توان به جایزه بهترین رساله از انجمن علوم سیاسی غرب در سال ۱۹۶۸،‌ جایزه انجمن جامعه شناسی آمریکا،‌ جایزه خدمات برجسته از بخش جامعه شناسی مارکسیستی انجمن جامعه شناسی آمریکا و جایزه رابرت کنی به خاطر بهترین کتاب در سال ۲۰۰۲ اشاره نمود.

تعدادی از کتاب‌های تالیفی ایشان عبارتنداز: فرمانروایان و زیردستان درامپراتوری ایالات متحده (۲۰۰۷)، قدرت اسرائیل در ایالت متحده(۲۰۰۶)، امپراتوری همراه با امپریالیسم (۲۰۰۶)، محاکمه شرکت‌های چند ملیتی (۲۰۰۶)، جنبش‌های اجتماعی و قدرت دولت( ۲۰۰۵)، بحران در سیستم(۲۰۰۳) ،‌ جهانی شدن بدون نقاب، امپریالیسم در قرن بیست و یکم (۲۰۰۱) ، پویایی‌های تغییر اجتماعی در آمریکای لاتین (۲۰۰۰).

از دیگر کتابهای پتراس می‌توان به «پرو بحران های اقتصادی و مواجهه طبقاتی»، «سیاست خارجی آمریکا دردهه ۱۹۸۰»، «پزشکی در خدمت مردم (خاطراتی از جنبش آزادیبخش السالوادور)» و «شیلی (جنبش جدید شهرنشینان و حرکت)»،«نفوذ اسراییل در آمریکا» ، «صهیونیسم، میلیتاریسم و سقوط ایالات متحده»، «بعد پنهان جهانی سازی: امپریالیسم در قرن ۲۱» اشاره کرد.

همچنین جدیدترین کتاب‌های منتشر شده از جیمز شامل: «جنایات جنگی در غزه» و «صهیونیستی ستون پنجم در امریکا»، «رکود جهانی و جنگ‌های منطقه‌ای»، «حاکمان و حکومت در امپراتوری آمریکا» است.

از مقالات و یادداشت­‌های وی می‌توان به: رفراندم ونزوئلا: یک بازنگری و عواقب آن، درس‌های سقوط وال استریت، جریان پرونده اتهام آیپک، رژیم صهیونیستی خواهان برقراری صلح در منطقه نیست، جنایات اسرائیل از ناو لیبرتی آمریکا تا ناوگان آزادی غزه، اسرائیل بزرگ‌ترین تهدید اتمی جهان است، اسرائیل؛ تنها تهدید اتمی خاورمیانه، حمله به ایران امپراطوری آمریکا را به جهنم سقوط می‌کشاند، و… اشاره کرد.

مقالات جدید وی نیزعبارتند از: سرقت بزرگ تامین اجتماعی، امپریالیسم قانونی و حقوق بین الملل: مبانی حقوقی برای جنایات جنگی، مجموعه بدهی و استعمار، ترور اسرائیل: «راه حل نهایی» به فلسطین، توطئه نخبگان: در مورد سکس نیست، میدان نبرد غزه و… .



فعالیت های سیاسی جیمز پتراس

جیمز پتراس عمیقا به عدالت اجتماعی متعهد است و به مدت ۱۱ سال با جنبش کارگران بدون زمین برزیل همکاری نموده است. وی از سال ۱۹۷۳-۷۶ عضو دادگاه برتراندراسل راجع به سرکوب در آمریکای لاتین بود. وی خود را به‌عنوان یک فعال و نویسنده انقلابی وضدامپریالیست توصیف می‌‌کند و در جنبش کارگران بی‌کار آرژانتین نیز فعالیت داشته است. او یکی از اعضای موسس ائتلاف جوان سوسیالیست بود و مقالات اولیه توسط او در سوسیالیست جوان در سال های ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ ظاهر شد. در ماه نوامبر ۲۰۰۶ جنبش فارک کلمبیا نامه‌ای را در مورد ۳ گروگان آمریکایی به روشنفکران چپ‌گرایی همچون نوام چامسکی،‌ آ‌نجلا دیویس وجیمز پتراس ارسال نمود. انجمن ضد افترا درسال ۲۰۰۶ در مقاله‌ای با عنوان «نظریات توطئه‌ یهودی ستیزانه یازده سپتامبر همچنان به وفور یافت می‌شود» اعلام نمود که از نظر پتراس اسرائیلی‌ها به احتمال زیاد از وقایع تروریستی۱۱ سپتامبر آگاه بودند ولی اطلاعات خود را از دولت ایالت متحده پنهان نمودند.


دیدگاه سیاسی پتراس

جیمز پتراس خود را یک انقلابی ضد امپرالیست معرفی می‌کند. او به ایالات متحده به عنوان قدرت غالب «امپراتوری» نگاه می‌کند.

وی در مقاله ای، ضمن تحلیل چگونگی نفوذ و تاثیر لابی های صهیونیستی و سازمان های یهودی بر سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده از نقش کلیدی آنها را در اعمال تحریم‌های جدید بر ضد ایران پرده برداشت. پتراس در کتاب «فرمانروایان و زیردستان در ایالت متحده» استدلال می‌کند که یهودیان متولد آمریکا نفوذ فراوانی بر سیاست خارجی ایالت متحده دارند. کتاب مذکور هژمونی جهانی طبقات حاکمه مالی،‌قدرت صهیونیست‌ها و همدستی آنان با حکام وابسته را آشکار می‌سازد. در کتاب «قدرت اسرائیل در ایالت متحده» پتراس به این مسئله اشاره می‌کند که یهودیان آمریکایی با آنکه کمتر از ۲ درصد جمعیت آمریکا هستند ولی بیش از ۲۵-۳۰ درصد خانواده‌های ثروتمند را تشکیل می‌دهند. وی اصرار دارد که آنان از ثروت خود به خوبی بهره‌برداری می‌کنند. همچنین کتاب «نفوذ اسراییل در امریکا» متنی مستند و خواندنی در مورد نفوذ فوق العاده لابی طرفدار اسراییل در سیاست آمریکا در خاورمیانه است.

وی با انتشار مقاله‌ای در پایگاه «گلوبال ریسرچ»، از استراتژی باراک اوباما برای «عقب‌نشاندن» (rolling back) رژیم‌های مخالف دولت آمریکا پرده برداشت. به عقیده پتراس، استراتژی اوباما برای «عقب نشاندن» مخالفین، شامل سیاست چند وجهی عملیات علنی نظامی، عملیات مخفی «جامعه مدنی» و نرم، لفاظی مودت‌آمیز و دیپلماتیک ظاهری است که به شدت بر تبلیغات توده‌ای رسانه‌ای استوار است.


پتراس از انتخابات ۸۸ ایران می‌گوید

استاد دانشگاه بینگهمتون آمریکا با اشاره به موضوع ایران می‌نویسد: اپوزیسیون ایرانیِ مورد حمایت آمریکا قرار بود عملیات بی‌ثبات سازی را در انتخابات و خیابان‌های ایران، تا حد ممکن انجام دهند. هدف از این عملیات، «عقب راندن» نفوذ ایران در خاورمیانه، تحلیل بردن مخالفت ایران با دخالت نظامی آمریکا در خلیج (فارس)، اشغال عراق توسط آمریکا، و بالاتر از همه، چالش ایران با قدرت نظامی اسرائیل در منطقه بود. وی همچنین از موضع گیری غرب و اسراییل نسبت به انتخابات ۱۳۸۸ ایران و شایعه تقلب انتخابات به عنوان حقه تقلب انتخاباتی نام می‌برد.وی  معتقد است: آنچه در مورد رد نتیجه انتخابات ایران از سوی غرب تعجب برانگیز است این می باشد که حتی پیش و پس از انتخابات، غرب مدرکی دال بر تقلب در انتخابات چه به صورت مکتوب و چه به صورت بیانی؛ ارائه نکرد. اکثر مقامات غربی و خبرنگاران مستقر در تهران، برآوردهای خود را فقط از شمال تهران نتیجه می گرفتند و به آراء شهرستان ها توجهی نداشتند. آنها نسبت به استان ها و دیگر شهرهای کوچک و بزرگ ایران که احمدی نژاد از پایگاه حمایتی گسترده‌ای در آنها برخوردار بود، بی توجه بودند. مفسران غربی نسبت به  تاثیر چشمگیر جنگ‌های آمریکا و اشغال عراق و افغانستان بر افکار عمومی در ایران بی توجه بودند. موضع قاطع احمدی نژاد بر امور دفاعی مغایر با موضع ضعیف موسوی در این رابطه بود. اکثریت قریب به اتفاق رای دهندگان به احمدی نژاد احساس می کردند که منافع امنیت ملی، همگرایی در کشور، ایجاد سیستم رفاه عمومی با تمامی نقص هایش می تواند از سوی احمدی نژاد بهتر از موسوی به اجرا درآید.


منابع:

۱.  وبسایت شخصی جیمز پتراس
۲. روزنامه رسالت ۲۸/۶/۸۷
۳. وبلاگ علوم سیاسی (یعقوب نعمتی وروجنی)
۴. پتراس،جیمز، نفوذ اسراییل در آمریکا، مترجم:غدیر نبی زاده، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، ۱۳۸۸.
۵. روزنامه رسالت، شماره ۶۵۰۷ به تاریخ ۸۷/۶/۳
۶. وبلاگ هیاهوی دانشجویان علم و صنعت
۷. سایت موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، دوشنبه،۴ دی ۱۳۹۱





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 مرداد 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

در میانه تراژدی دردناک کشتار مردم سوریه،هفته گذشته نشست سران گروه هشت در ایرلند شمالی برگزار شد. در این نشست روسیه با اقدامات غرب مبنی بر تجهیز مخالفان و تروریست ها مخالفت کرد. هر چند اوباما در این نشست عجله زیادی برای برگزاری کنفرانس ژنو۲ از خود نشان نداد ولی سخنان پوتین مبنی بر الزام مذاکرات برای حل بحران سوریه و جلوگیری از خلاء قدرت در این کشور تا حدی مخالفان را متقاعد کرد.با این حال به نظر میرسد بحران سوریه به مراحل حساس تری نزدیک میشود و امریکا حاضر به مذاکرات صلح در این زمینه نیست . چیزی که امروز در نشست دوستان سوریه در دوحه برگزار شد. ۱۱ کشور از جمله آمریکا، انگلیس،فرانسه،مصر ،قطر و عربستان در دوحه گرد هم آمدندتا با پیدا کردن فرمولی جدید برای ارسال سلاح به شورشیان به توافق برسند که البته اجماعی هم بین آنان حاصل نشد.

جان کری وزیر امور خارجه امریکا در این نشست بیان کرد که کمک به مخالفان سوریه و تجهیز آنها در راستای آن است که زودتر به درگیری ها پایان داده شود!

البته شاید نشست دوحه برای این برگزار شد تا شکل دیگری از دخالت در سوریه رقم بخورد. با این حال روند رو به عقب آمریکا در مورد سوریه ذهن را بدانجا میبرد که به این بزودی بحران سوریه خاتمه نمی یابد و شاید باید منتظر این باشیم که از دل تحولات سوریه خاورمیانه ای جدید شکل گیرد. اختلافات درون کشورهای مخالف بشار اسد نیز راه را برای برگزاری مذاکرات ژنو مشکل تر میکند. هر چند بشار اسد و حامیانش بر برگزاری هر چه زودتر این کنفرانس تاکید کرده اند ولی گویی قرار است معادله دیگری رقم بخورد. با این حال به نظر میرسد آمریکا در جست‌وجوی این است که با سازماندهی کمکها به شبه‌نظامیان اطمینان حاصل کند که کشورهای متعهد به کمک به آوارگان سوری به تعهدات خود عمل می‌کنند.

باراک اوبامااعلام کرده واشنگتن بر کمک نظامی خود به شبه‌نظامیان خواهد افزود. آموزش مخفیانه ارتش آمریکا به ارتش آزاد سوریه و مخالفان بشار اسد و اذعان این مسئله که ما کمک نظامی خود را به شورشیان قطع نخواهیم کرد باز هم مسیر گریزی برای مخالفان بشار اسد است که از مذاکرات ژنو سر بگردانند.این در حالی است که هنوز ایده آنان برای جایگزینی به جای بشار اسد مشخص نیست و روز به روز بی گناهان بیشتری در سوریه کشته میشوند.

گویی قدرتمندان در هوس جنگ جهانی دیگری هستند که اینگونه از مذاکرات صلح فرار میکنند!





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 مرداد 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

ویتوریو آریگونی متولد منطقه بیسانا بریانزا در نزدیکی شهر میلان ایتالیا است. وی از سال ۲۰۰۷ به عضویت جنبش جهانی همبستگی برای شکستن محاصره غزه در آمده بود.

ویتوریو آریگونی و اسماعیل هنیه

این فعال صلح طلب ایتالیایی از ان زمان به بعد هرگز به ایتالیا بازنگشت و در یکی از مناطق شمال نوار غزه برای همبستگی با مردم این منطقه تا زمان ترورش (۱۴ آوریل ۲۰۱۱)اقامت گزید.او همچنین سومین فعال خارجی حامی فلسطین پس از راشل کوری آمریکایی و تام هارندیل دیگر صلح طلب آمریکایی است که در یکدهه اخیر توسط رژیم صهیونیستی و عواملش در فلسطین اشعالی به قتل رسیده است.ویتوریو جزو اولین فعالان خارجی حامی فلسطین بود که در اگوست سال ۲۰۰۸ میلادی در قالب دو قایق کوچک امداد رسان به اهالی نوار غزه وارد بندر غزه شد. او اولین خارجی فعالی بود که بلافاصله زمانی که از قایق پیاده شد و پاهایش خاک بندر غزه را لمس کرد به درگاه خداوند بزرگ سجده شکر برپا کرد.پس از آن آریگونی چند روز پس از پایان جنگ ۲۲ روزه غزه (۲۰۰۸ – ۲۰۰۹) با حضور در اولین کشتی همبستگی با مردم غزه که در بندر العریش مصر پهلو گرفت به غزه بازگشت. کشتی ای که در بندر العریش مصر پهلو گرفته بود حامل کمکهای انساندوستانه برای اهالی غزه بود.

ویتوریو آریگونی

فعالیتهای آریگونی
وی در طول زندگیش همواره مدافع حقوق بشر و نویسنده بسیاری از وبلاگهای ضد جنگ بشمار می رفت. ویتوریو کتابی را تحت عنوان «غزه… وقتی انسانی به آن بنگریم» تالیف و به زبان ایتالیایی منتشر کرد. او تقریبا در تمامی مراسم های مربوط به همدردی با خانواده های شهدا و اسرای فلسطینی مشارکت داشت. علاوه بر این وی در تظاهراتهایی که به دلیل محروم کردن کشاورزان فلسطینی از حضور در مزارع کشاورزی شان توسط اسراییل در حدفاصل بین مرز غزه با فلسطین اشغالی برپا می شد، نیز شرکتی فعال داشت.او به همراه چند فعال خارجی دیگر به خوبی رنج و مشقت های روزانه اهالی غزه را از طریق انتشار گزارشات و مقالاتی در رسانه های ایتالیایی و غربی‌به افکار عمومی جهان انتقال میداد.کلیپ های ویدیویی ویتوریو از مشکلات مردم غزه و جنایات اسراییل تقریبا برای اکثر فعالان صلح طلب خارجی در جهان منبع خبری موثقی به شمار می رفت.

آخرین فعالیت انساندوستانه او بر می گردد به کمکی که وی به خانواده ناصر ابو سعید – کسی که همسرش در تجاوزاسراییل به منطقه حجر الدیک در جنوب شهر غزه به شهادت رسید- کرد. او به کمک سایر دوستانش منزلی را برای خانواده این شهید تدارک دید.ویتوریو به دلیل عشق و علاقه یی که به قضیه فلسطین و مقاومت داشت در دونقطه از دست راستش به سبک جوانان غربی دو موضوع از نمادهای انقلاب فلسطینیان را خالکوبی کرده بود . یکی واژه « مقاومت» با خط رسم عربی بر روی بازوی دست راستش و دیگری تصویر «حنظله» نماد آوارگان فلسطینی در کاریکاتورهای هنرمند بزرگ فلسطینی ناجی العلی.او با این شمایل بارها در برابر دوربین های رسانه های خارجی تصاویر یادگاری انداخت اما در حقیقت ذات قیام مردم فلسطین را ترویج کرد.

ویتوریو آریگونی

سرانجام آریگونی
سرانجام آریگونی در ۱۴ آوریل ۲۰۱۱ از سوی گروهی موسوم به« صحابی محمد بن مسلمه» ربوده شد. این اقدام تروریستی از طریق پخش تصویری ویدیویی از وی در حال اسارت به اطلاع عموم رسید . ربایندگان مدعی شدند که دولت فلسطین باید تمامی اعضای جماعتی موسوم به توحید و شخصی به نام هشام السعیدنی که در مارس ۲۰۱۱ بازداشت شده بود را آزاد نماید.

جسد خبرنگار ایتالیایی که برای تهیه گزارش از غزه به این منطقه سفر کرده بود، پس از چند روز در یکی از خیابان‌های فرعی شهر غزه پیدا شد.ربایندگان مدعی شده بودند که اریگونی از بلاد کفر به غزه آمده است و قصد ترویج فساد را دارد.

قتل ناجوانمردانه این فعال صلح طلب ایتالیایی موجی از خشم و نفرت در بین اهالی غزه، دولت منتخب فلسطینی و دولت ایتالیا و همچنین اتحادیه اروپا بوجود آورد و شمار زیادی از فلسطینی ها بلافاصله پس از رواج شایعه خبر قتل وی در میدان مرکزی شهر تحصن کردند.
جماعت توحید و جهاد نیز قتل این فعال صلح طلب را اینگونه توجیه کرد که قتل وی نتیجه سرکوب عناصر سلفی در نوار غزه توسط حماس بوده است.

تشییع ویتوریو اریگونی

چرا آریگونی؟

قتل آریگونی پس از آن اتفاق افتاد که کاروان امدادرسانی آزادی ۲ اعلام کرده بود که در سالروز حمله کماندوهای رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی و شهادت ۹ فعال صلح ترکیه، این کاروان عازم غزه خواهد شد. در همین راستا بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در جمع سفرای خارجی در تل‌آویو از آنها خواست تا از کشورش‌های متبوع خود بخواهند اعزام کاروان‌های امدادرسانی به غزه را متوقف کنند. بسیاری از تحلیلگران و رهبران حماس بر این عقیده هستند که ترور اریگونی تبعه ایتالیایی با هدف نا‌امن نشان دادن غزه و ممانعت از اعزام کاروان‌های امدادرسانی به غزه بوده است.

دولت فلسطین و جنبش حماس در واکنش به این اقدام تروریستی که در آستانه حرکت کشتی ناوگان ازادی غزه ۲ و همچنین اولین سالروز تجاوز صهیونیستها به ناوگان ازادی غزه ۱ صورت گرفت وعده داد عاملان این جنایت را شناسایی و به سزای اعمال ننگین شان برساند.

ناظران سیاسی معتقدند این اقدام که با خواست رژیم صهیونیستی کاملا همسویی داشت با هدف ایجاد رعب و وحشت در بین فعالان خارجی حامی فلسطین صورت گرفته است تا از این طریق مانع از حضور آنان در نوار غزه و شکستن محاصره این منطقه شوند.
فیلیپو فورتوناتو پیلاتو در مقاله ای در نشریه فرانسوی موندیلیزاسیون به شرح علت قتل ویتوریو آریگونی خبرنگار ایتالیایی و فعال صلح طلب ضد صهیونیست در غزه توسط گروه سلفی که خود را «گروه نظامی یاوران محمد رسول الله» معرفی کرده بودند، پرداخت.

وی میگوید: هیچ کس نمی تواند این اعتقاد را از ذهن ما بزداید، حتی اگر امروز دلیل محرزی در دست نداشته باشیم، ولی سرانجام ثابت خواهد شد که مرگ ویتوریو محصول عمل کرد سرویس های اسرائیلی بوده است که در «شبکه سایه» القاعده که در واقع وجود خارجی ندارد نفوذ کرده اند: زیرا، باید بدانیم که وقتی نام القاعده مطرح می شود، باید آن را سیا بخوانیم و موساد تلفظ کنیم.اگر القاعده وجود نمی داشت، سرویس های سرّی اسرائیلی و آمریکایی باید آن را اختراع می کردند و در واقع القاعده محصول سرویس های اطلاعاتی به نام «قاعده » یا بهتر بگویم «اطلاعات قاعده» بوده است. حالا چرا و به چه علتی، این گروه سایه که با حماس اختلاف دارد، یک ایتالیایی را به عنوان عامل فشار برای آزادی زندانی هایشان در غزه انتخاب می کند؟ این واقعه معقول به نظر نمی رسد.آنها برای اعمال فشار می بایستی نمایندگان دولت غزه یا نمایندگان اسلامی نزدیک به حماس را گروگان می گرفتند. و یا یک ایتالیایی را برای آزادی سازی زندانیان اسلامی- سلفی گرا در زندان های ایتالیایی به گروگان می گرفتند. تمام این عملیات گروگان گیری به همان اندازه معنی دار است که گروگان گرفتن یک آلمانی برای درخواست آزادی یک چینی در زندانهای‌چین.

 vittorio_arrigoni_graffiti

وی در ادامه مینویسد: حال باید پرسید که چرا، با تمام مبارزین بین المللی حاضر در غزه، باید مشخصا ویتوریو آریگونی را به گروگان بگیرند؟ برای پاسخ به چنین پرسشی باید کمی به گذشته بازگردیم. ویتوریو بر خلاف مبارزین بریتانیایی، فرانسوی و دیگران، تنها شاهد ایتالیایی طی دوران «سرب سخت» بود: خیلی چیزها را دیده بود، و در حال بازگویی خیلی چیزها به ایتالیایی بود. روزنامه هایش را در رسانه ها و اینترنت منتشر می کردند. ولی باید دانست که پیش از این شبهه نظامیان صهیونیست حکم مرگ او را اعلام کرده بودند که از آغاز سال ۲۰۰۹ اطلاعیه شان را روی امواج فرستادند.

ویتوریو در صلح ابدی بیارام، و ما در صلح بمانیم یا همان گونه که تو خودت می‌گفتی «انسان باقی بمانیم».ولی برای ما این راه هنوز خاتمه نیافته و باید آن را تا انتها برویم.





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 خرداد 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

با شکل گیری بحران سوریه بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای براساس منافع و علایق خود جهت گیری های مختلفی را در ارتباط به این کشور اتخاذ کردند.در این میان تلاش پیگیر برخی دولت ها برای اعمال فشار و ساقط کردن حکومت اسد، از جلوه های بارز تحولات سوریه محسوب میشود که بر پیچیدگی اوضاع این کشور افزوده است.گروه دوستان سوریه از این دسته تحولات است که درزیر به مرور نشست های گذشته و در حال انجام آن می پردازیم:

دوستان سوریه یا مجموعه‌ای از کشورها و نهادهای بین‌المللی  برای پیدا کردن راه حلی برای بحران سوریه، خارج از شورای امنیت است. این طرح اولین بار توسط نیکلای سارکوزی رئیس جمهور فرانسه مطرح شد.


دوستان  غیرواقعی!؟                                                                

 اولین کنفرانس «دوستان سوریه» با حضور نمایندگان نزدیک به ۷۰ کشور جهان به منظور یافتن راه‌حلی برای پایان دادن به بحران و ناآرامی‌های مرگبار سوریه در ۲۴ فوریه ۲۰۱۲ (پنجم اسفند ۱۳۹۰) در تونس برگزار شد.در این کنفرانس نمایندگان قطر و تونس پیشنهاد مداخله نظامی کشورهای عرب را مطرح کردند.اجلاس تونس علی رغم این که موفق گردید نمایشی از مخالفان رسمی و غیر رسمی سوریه را به تصویر کشاند، اما واقعیتی را آشکار کرد که از دید ناظران سیاسی پنهان نماند. آن واقعیت این است که اجماع بین المللی مبنی بر یک اقدام جدی علیه سوریه هنوز شکل نگرفته است. اجلاس تونس نشان داد که در صحنه بین الملل بدون حضور طرف های مهمی چون روسیه و چین، و البته مخالفت این دو با این اجلاس، عملا راهکار تعیین کننده ای که بتواند خواسته مخالفین دولت آقای بشار اسد را محقق سازد، وجود ندارد؛ همان طور که در نشست شورای امنیت نیز وجود نداشت .نشستی كه در تونس تحت عنوان دوستان سوریه با حضور نمایندگان آمریكا و، عربستان، قطر و غیره برگزار شد در واقع با هدف یافتن جایگزینی برای مصر در منطقه بود و این نشست در واقع نشست دوستان اسرائیل بود نه دوستان سوریه!


دومین نشست دوستان سوریه با حضور 83 کشور و نهاد بین المللی در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۱۲  در استانبول برای حمایت از اپوزوسیونهای سوری و فشار بر دولت سوریه گرد هم آمدند.کنفرانس دوستان مردم سوریه در استانبول در بیانیه پایانی خود «شورای ملی سوریه» -که در آن طیف‌های گسترده از از مخالفان نظام بشار اسد حضور داشتند -را به عنوان «نماینده قانونی مردم سوریه» به رسمیت شناخت.


گروه موسوم به دوستان سوریه در نشست خود در توکیو پایتخت ژاپن نیز خواهان اعمال تحریم‌های نفتی بیشتر علیه نظام بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه شدند.


نشست دوستان سوریه در مغرب که پنجمین نشست این گروه بود با هدف تحریم‌های بیشتر و کارآمدتر علیه نظام سوریه و نیز گسترش این گروه برگزار شد. پیشتر گروه دوستان سوریه چهار نشست مشابه را در پاریس، واشنگتن، دوحه و لاهه برگزار کرده بود.


در پایان نشست کشورهای حامی مخالفان سوری که در رم پایتخت ایتالیا نیز برگزار شد، اتحادیه اروپا قانون منع صادرات سلاح به سوریه را اصلاح کرد و وعده داد به مخالفان زره‌پوش‌های غیرتهاجمی و تجهیزات نظامی غیرکشنده و کمک‌های فنی نظامی ارائه خواهد کرد و به مخالفان کمک می‌کند تا به طرق غیرکشنده از غیر نظامیان حمایت کنند.


نشست به اصطلاح دوستان سوریه روز شنبه (20 آوریل2013) در استانبول هم با حضور وزرای خارجه یازده کشور عربی و خارجی برگزار شد. در این نشست جان کری، وزیر خارجه آمریکا وعده کمک 250 میلیون دلاری به معارضان سوری را داد. اما این نشست در هدف اصلی خود که بررسی امکان تسلیح معارضان بود، بی نتیجه پایان یافت.پیش از این نشستی در اردن نیز برگزار شده بود.


ارمغان هایی که دوستان سوریه برای سوریه داشتند

نشست های دوستان در حالی در کشورهای مختلف برگزار میشود که تروریست ها به بمب گذاری وکشتار مردم بیگناه سوریه مشغول هستند. این درحالی است که این دوستان! در مورد اقدامات تروریستی علیه مردم هیچ اظهار نظر شفافی ندارند.موضع امریکا هم درباره سوریه نوعی نفاق سیاسی است زیرا این کشور بطورکامل از وضع سوریه و تروریست ها اطلاع دارد اما ادعای طرفداری از حقوق بشر می کند،آمریکا همان کشوری است که دراوایل بحران سوریه، سه مرکز سری در ترکیه و فلسطین اشغالی و قطر برای سازماندهی مخالفان مسلح و تروریست ها تشکیل داد. سوریه و مردم بی گناه غیرنظامی آن، اکنون قربانی دروغ های دیپلماتیکی می شوند که از سوی کشورهای به اصطلاح متمدن جهان گفته می شود؛‌ دروغ هایی که از یکسو بر راه حل صلح آمیز و گفتگوهای سیاسی تاکید می کند و از جانب دیگر، بر تجویز رسمی ارسال سلاح و تقویت مالی، نظامی و آموزشی گروه های ضد سوری، پافشاری دارد.از جانب دیگر، گروه به اصطلاح دوستان سوریه، اکنون دچار اختلافات و تناقضات درونی عجیبی شده است؛ تناقضات و اختلافاتی که هیچکس نمی داند نهایتاً به کجا خواهد کشید و چه سرنوشتی را برای سوریه، منطقه و جهان، رقم خواهد زد.یکی از این تناقضات، دردسری است که غرب و اعراب را در میانه دوگزینه دشوار تروریزم یا لیبرال دموکراسی قرار داده است. تروریزمی را که امروزه غرب و اعراب در سوریه پرورش می دهند؛ به هیچ عنوان پتانسیل ایجاد یک دولت حتی برپایه تفکر افراطی و بنیادگرایانه را ندارد؛ بلکه به مثابه سرطانی عمل خواهد کرد که به سرعت در سراسر منطقه گسترش خواهد یافت.در سوریه کنونی تروریست های وهابی و لیبرال های غرب گرا دوشادوش همدیگر می جنگند و مشخص نیست، به فرض محال، در صورت از میان رفتن هدفی به نام حکومت بشار اسد، آنها براساس کدام اصول مشترک، حکومت آینده سوریه را در فضایی صلح آمیز و بدون تنش و تشنج بنا خواهند کرد!از سوی دیگر، کشورهای مخالف بشار اسد نیز در حمایت از گروه های بنیادگرا، تروریست، سکولار، لیبرال، میانه رو وغیره در جبهه مخالفان اسد، اهداف استراتژیک متضاد و مخالفی را دنبال می کنند که این تضاد شدید منافع می تواند وضعیت صلح و ثبات در سوریه و آینده ای که آنها در پی آن هستند را به شدت به خطر اندازد. نشست هایی که در قبال سوریه برگزار شده شبیه نشست های جنگ جهانی دوم بوده که متفقین با هدف تامین اهداف خود یعنی اشغال و ترانزیت سلاح در کشور مورد نظر برگزار می کردند. در چنین فضایی چگونه میتوان عنوان دوستی به این نشست ها از سوی این کشورها را برای مردم سوریه داد؟!


دوستان واقعی

نشست دوستان سوریه روز چهارشنبه هفته گذشته در تهران برگزار شد.هدف از این نشست کمک به حل بحران سوریه بود. این دومین نشست بین المللی است که جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با بحران سوریه برگزار می کند. در نشست اول 30 کشور و نهاد بین المللی و در این نشست قریب به 44 کشور و سازمان بین المللی حضور داشتند.روسیه، چین، لبنان، تونس و ایران از جمله کشورهایی هستند که طی دو سال گذشته در جهت حل بحران سوریه قدم برداشته اند ولی دولت اوباما یک استراتژی دوگانه را در باره بحران سوریه اتخاذ کرده است، در حالی که از تلاش‌‌های صلح‌آمیز و سیاسی برای پایان دادن به این بحران حمایت می‌کند، همزمان خود را برای دخالت نظامی مستقیم آماده می‌کند.در واقع این دوستی نشان از دشمنی آنها داشته است چرا که در بررسی نتایج نشست های یاد شده چیزی جز غارت منابع سوریه، ویران شدن این کشور و کشتار زنان و کودکان در بر نداشته است.


اما در تهران نشست متفاوتی در حال شکل گیری است چرا که ایران تا کنون در قالب طرح هایی که ارایه داده به دنبال قرار گرفتن تمامی گروه های درگیر پشت میز مذاکره و شکل گیری سازوکاری برای اعلام آتش بس و تشکیل گروهی برای تدوین قانون اساسی جدید است. درمقابل تا کنون نشست های دیگری که در خصوص سوریه برگزار شده ارسال سلاح و پول بیشتر و ترانزیت تروریست ها و امکانات آنها به خاک سوریه را به دنبال داشته است.

اکنون آمریکا و کشورهایی که تا کنون نشست دشمنان سوریه را تشکیل داده اند ایران، چین و روسیه را به عنوان واقعیات تاثیرگذار بر تحولات سوریه پذیرفته اند.آنها دوستان سوریه را در نشست های جدید خود در رابطه با سوریه از جمله ژنو 2 دعوت کرده اند. نشست تهران مقدمه ای برای همسوسازی نظرات ایران چین و روسیه است.ایران همواره برنامه و طرح مشخصی را درباره بحران سوریه ارایه داده است .دو نشست برگزار شده در تهران مبتنی بر دوستی واقعی با سوریه، پایان دادن به جنگ و تصمیم گیری در مورد جنبه های جدید و جبهه های درگیر و اثرات مزمن آن است .دوستان سوریه در تهران می توانند به سازو کار جدی و ابتکاری برای ارایه در ژنو 2 دست پیدا کنند.


در مقابل دو برابر شدن کمک‌های آمریکا به مخالفان سوری، نتیجه نشست «دوستان غیرواقعی سوریه» است!دوستان غیرواقعی سوریه  فقط می خواهند به معارضان خارج نشین و مردم سوریه القاء کنند که آنها دوستان سوریه هستند و تحولات سوریه در نظر آنها مهم است. در حالی که سه کشور تاثیرگذار در صحنه خاورمیانه یعنی آمریکا، ترکیه و عربستان همواره با کارشکنی و کمک نظامی به مخالفان دولت سوریه با هدف مقابله و دشمنی با ایران برآمدند. آمریکا بدنبال تضعیف مقاومت به نفع رژیم صهیونیستی است، عربستان نیز بدنبال جلوگیری از نقش آفرینی ایران در خاورمیانه است و در نهایت نیز ترکیه به دنبال  نفوذ در خاورمیانه و سیاست نو عثمانی گری است.فصل مشترک این جهت گیری ها جلوگیری از گسترش قلمرو ژئوپولوتیکی ایران است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست خارجی، جنگ، امنیت،
لینک های مرتبط :


شراره های بهار عربی هنوز سرگردانند و خاورمیانه این منطقه پر آشوب هر روز دستخوش یک حادثه است.در این میان معلوم نیست شاهنشاهی آل سعود تا کی میخواهد دوام داشته باشد. پهلوی ها،رومانوف ها و هابسبورگی ها سالیان است برچیده شده اند ولی آخرین سلطنت استبدادی دنیا گویی از بحران فرار میکند.با این اوصاف همگان بر این عقیده هستند که بحران کنونی عربستان دیر یا زود و البته به تدریج به انقلاب خواهد انجامید. اتفاقات کنونی عربستان، بحران جانشینی،فساد شاهزادگان، حکومت استبدادی،نارضایتی مردم، فقر ، بیکاری،تبعیض جنسیتی، و.... باعث شده است که این عقیده محتمل شود که سرنگونی نزدیک است. با این حال آل سعود دست به اصلاحات زده است.تعویض استانداران، خرید فیس بوک، داخل کردن زنان در مجلس مشورتی، و اصلاحاتی پیشنهاد شده از این دست روند سرنگونی آل سعود را اندکی با تاخیر مواجه کرده است. هرچند در داخل عربستان گروههای افراطی مخالف چنین اصلاحاتی دیده میشوند ولی از آنجا که آل سعود منافع غرب را تامین میکند و تامین مطامع نفتی آمریکا و نیز مشارکت در براندازی حکومت سوریه ... و همه و همه دایره مواخذه و سوال از آمریکا را پر رنگ تر میسازد که چرا نقض حقوق بشر، دیکتاتوری، استبداد، شکنجه، فقر و ومحرومیت ، تبعیض جنسیتی علیه زنان  و شرایط وخیم اقتصادی و اجتماعی و... در این کشور بر سر زبان آمریکا نیافتاده است و چرا این کشور به میز محاکمه حقوق بشر کشیده نمی شود و احمد شهیدی نیست تا دیده بانی باشد برای انعکاس نقض های حقوق بشری. جزء منافع ملی و اقتصادی و نفتی غرب  و جزء اینکه عربستان شریک خوبی برای آمریکا در مقابل  دولت شیعی ایران در منطقه است؛ چیزی دیگری به ذهن نمیرسد. شاید عده ای بر این باور باشند که بهار عربی نه تنها به عربستان نخواهد رسید بلکه عربستان با ابزار تعاملات بین المللی برنده این جریان خواهد بود چرا که سقوط آل سعود به هیچ عنوان به نفع آمریکا نخواهد بود. ولی حقیقت شاید چیزی جز این باشد. قطار بهار عربی به عربستان رسیده است و سرکوب شورش های پیاپی مردمی و شکنجه و کشتار و ظلم داخلی حکومت شکنجه گر آل سعود پایان می یابد. اصلاحات صوری دیگر جوابگو نیست. پس بهتر است بگوییم پایان آل سعود نزدیک است. حتی اگر دموکراسی آمریکایی هم جایگزین استبداد سعودی شود.




نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، فقر، سیاست خارجی،
لینک های مرتبط :


باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا در مراسم تحلیف دور دوم ریاست جمهوری خود که در واشنگتن برگزار شد وعده داد که دهه جنگ پایان یافته است و فصل بهبود اقتصادی در راه است. وی گفت: سعی می‌کنیم توانای‌مان را برای مدیریت بحران تقویت کنیم. از آسیا و آفریقا تا خاورمیانه به دنبال صلح خواهیم بود و از آزادی دفاع خواهیم کرد. عده ای از تحلیل گران پس از سخنرانی وی اینگونه گفتند که این سخنان پیام نوید بخشی برای ایران و سوریه است.این موضوع و همچنین اخباری مربوط به یافتن منابع نفتی در آمریکا ذهن را بدان سو میبرد که شاید آمریکا از خاورمیانه روی گردان شود و این منطقه پر قصه را به حال خود رها سازد. باور خودکفایی انرژی آمریکا تا سال ۲۰۳۵ و تغییر نقشه نفتی جهان و تبدیل آمریکا به صادرکننده انرژی این نظریه را محکم تر جلوه میدهد. عده ای ایران را برنده این عقب نشینی آمریکا از خاورمیانه میدانند و  باز هم سخنان اوباما را نویدی برای این دوران تلقی میکنند.

مراسم تحلیف اوباما

اما از حرف تا عمل بسیار فاصله است.اوباما در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: سربازان شجاع ما در جنگ بهتر از هر شخصی از هزینه‌های جنگ مطلع هستند. اما ما خواهان صلح هستیم نه جنگ. می‌خواهیم دشمنان قسم خورده را به دوستان خود تبدیل کنیم. این موضع نرم اوباما هوارداران صلح جهانی را ترغیب کرد و شاید هم چشم امیدی دیگر بر اوباما دوختند. تاجایی که به این جمله وی استناد میکنند که ما فقط در قبال مردم آمریکا تعهد نداریم، بلکه تعهد ما جهانی است. در قبال شرایط جوی زمین، مشکلات انرژی و خشکسالی در جهان و همچنین در برابر نسل آینده مسئول هستیم.اما براستی از حرف تا عمل هزاران فاصله است.

موضع گیری نرم اوباما در سخنرانی اش شاید عده ای را به این امید رساند که ممکن سیاست خاورمیانه ای اوباما تا حدی تعدیل شود ولی چرخش رفتار سیاستمدران آمریکایی این موضع نرم را دیگر در خاطر تداعی نمیکند.اخیرا هم معاون ریاست جمهوری اوباما ایران را متهم به نقض قراردادهای فیمابین مربوط به مذاکرات هسته ای کرده است و بار دیگر تهدید به تحریم های بیشتر و یکپارچه و بسته شدن کانال های دیپلماتیک از سوی امریکایی ها همان سیاست های سخت پیشین را برخلاف سخنان اوباما به ذهن می آورد.هر چند گزینه حمله به ایران از سوی آمریکا کاملا منتفی است. اما کارشناسان بر این باورند که هم اکنون نمای توافق برای هر دو طرف روشن است. به گفته آنها موضع ناگفته آمریکا این است که ایران می تواند برنامه هسته ای – شامل غنی سازی- داشته باشد؛ اما نه سلاح هسته ای. به عبارت دیگر آمریکا می گوید اگر ایران به دنبال بمب نرود، آمریکا نیز ایران را بمباران نخواهد کرد. البته در این بین باید گفت که تحریم ها بدون یک مصالحه معنادار، لغو نمی شوند. از سوی دیگر مصالحه معنادار دو تعبیر متفاوت در ایران و آمریکا دارد که این خود یک مشکل است.یک اتفاق خطرناک این خواهد بود که معامله ای بد بین ایران و غرب انجام شود. در صورتی که این روند آغاز شود آنگاه اوباما چاره ای جز اقدام نظامی نخواهد داشت تا ثابت کند به تعهد خود در زمینه بازداشتن تهران از دستیابی به سلاح هسته ای، پایبند است.

هر چند واقعیتها نشان میدهد که در موضع حمله به ایران اقتصاد و ارتش آمریکا پس از شکست ها در عراق و افغانستان دیگر مجوزی صادر نخواهد کرد. این است که عده ای پایان خوبی را برای مذاکرات در نظر نمیگیرند و پروژه براندازی نرم رژیم ایران از سوی آمریکا را پیش بینی خواهند کرد که البته تا ۹۰ در صد به واقعیت نزدیک تر است. با این حساب برخلاف لفاظی اوباما دهه جنگ پایان نیافته که هیچ تازه آغاز شده است. حتی اگر اخبار مربوط به خودکفایی امریکا در حوزه نفتی را هم درست فرض کنیم آنوقت جنگ های اروپایی و استعماری قرن ۲۱ را هم نمیتوانیم نادیده بگیریم. اگر این باور درست باشد که امریکا در حوزه سوخت از خاورمیانه بی نیاز میشود آنوقت اروپای تنها ناگزیر از لشگر کشی به کشورها برای تامین و تاراج ثروت های آنهاست. نظیر انچه در مالی اتفاق افتاده است و فرانسه اخیرا در اقدامی دست به لشگر کشی به این کشور را به هر بهانه ای ولی با هدف ذکر شده را زده است.

شاید الان بتوانیم چرخش نرم گفتاری اوباما را سیاستی پوپولیستی از جنس جهانی فرض کنیم و عمل خشن سیاستمدران آمریکا را واقعیتی صحیح بدانیم. واقعیتی صحیح بدان خاطر که عرصه روابط بین الملل عرصه قدرت است و منافع ملی و عرصه سیاست داخلی مملوء از سخنان مردم پسندانه و این حقیقت تا به آنجا درست است که اندکی تامل کنیم و سیاست های پسینی امریکا و هم دستانش را نظاره گر باشیم. آانوقت شاید باور تحلیل گران خوشبین به اوباما را نقض کنیم که در واقع هنوز زور و قدرت ملاک تعیین ارزش ها بین کشورهاست و صلح، دموکراسی،حقوق بشر و… فقط پلکانی برای خام کردن ملت هاست.





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، سیاست خارجی،
لینک های مرتبط :