تبلیغات
پس از آتش بس - مطالب ابر امنیت داخلی
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 11 تیر 1394 :: نویسنده : صفیه رضایی

شاید در تنها کشوری که برای متهمان و فاسدان ستاد استقبال راه می اندازند کشور ما است؛ چرا که اگر تا دیروز متهمی می خواست وارد کشور شود مدام رسانه ها رصد وخبرپراکنی می کردند که آمد، فردا می آید و... الان هم در بین اخبار و جراید بیشتر خبرهای اختلاس و کلاهبرداری به چشم می خورد. اصلا مردم منتظر هستند که ببیند چه خبری در این زمینه منتشر می شود. بیشتر هم به دنبال خبرهایی از این دست می روند. مسوولین هم سعی می کنند از هر تریبونی استفاده کنند که بگویند فلان آدم کجا است یا فلان آدم دستگیر شده یا در شرف دستگیری است. از طرفی متهمان سابقه دار پس از مدتی مهم می شوند. آنچنان که عده ای خبر فرار آنها از زندان می گویند و عده ای هم حبس های چند ساله و کوتاه برایشان نوشته می شود. نمونه ای هم برای آنانی که با بادیگارد در خیابان راه می روند و هنوز ماشین ضد گلوله دارند یافت می شود؛ اما نوعی دیگر از شکوه متهمین این است که نمایندگان مجلس وقت می گیرند و به «دیدار» آنها می روند. نظیر امروز که خبری منتشر شد که برخی نمایندگان مجلس قرار است به «دیدار!» بابک زنجانی بروند. قرار است در دیدار با بابک زنجانی چند سؤال اساسی فنی و نفتی مطرح شود تا وی هم پاسخ دهد. البته بابک زنجانی از آن دست متهمینی بود که شایعه فرار از زندان وی بر سر زبان ها بود که البته تکذیب شد. مدتی با اسم مخفف معرفی شد و الان هم به مقامی رسیده که نمایندگان مجلس به «دیدار!» ایشان می روند. وی همان کسی است که امیرعباس سلطانی، نماینده مجلس و عضو کمیته پیگیری پرونده «بابک زنجانی» چندین ماه بعد از بازداشت او در مهر ۱۳۹۳ به رسانه‌ها گفت که بسیاری از مقامات بلند پایه دولت احمدی نژاد از جمله چند وزیر در تخلفات وی سهیم بوده‌اند. وی گفت که ۱۰ نفر بدلیل ارتباط با او در زندان دستگیر شده‌اند که نشان می‌دهد فعالیت‌های او حتی پس از بازداشت هم ادامه دارد. وی گفته است: زنجانی ۱۳ هزار میلیارد تومان بالا کشیده است، حالا شما حساب کنید سودش در این اوضاع چقدر است و چقدر به کشور و مردم ضربه خورده است... زنجانی ۱۳ پرونده تخلف مالی داشته و از شناسنامه جعلی استفاده می کرده است، متاسفانه باوجود این تخلفات بازهم نفت را در اختیار او قرار می داده‌اند. ۹۰ درصد اموال زنجانی در خارج از کشور است و او چیزی در ایران ندارد که ما به آن دلخوش باشیم، در واقع ۱۰ درصد اموالی که در ایران دارد صاحب دیگری نیز دارد. زنجانی شرکت‌های بزرگ خود را نیز به نام افراد دیگری کرده و مدیرعاملان آنها اشخاص دیگری هستند، با همین ترفند توانسته کار کند که نتوانیم این شرکت‌ها را مصادره کنیم. زنجانی همه را سرکار گذاشته و هیچ راه حلی ارائه نکرده است...

با این حال معلوم نیست نمایندگان مجلس قرار است به دیدار زنجانی بروند یا به بازجویی؟ از طرفی لابد زوایای ناگفته بسیاری از پرونده زنجانی باقی مانده است که حالا نمایندگان در پی کشف آن هستند. این هم از نوادر دوران است که اشخاصی که متهم می شوند پس از مدتی باید به دیدارشان بروند. باید دید پس از دیدار نمایندگان و بابک زنجانی چه جزییاتی از آن منتشر خواهد شد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : امنیت، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 26 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

چند روزی به پایان سال 92 نمانده است. سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب سال حماسه سیاسی و اقتصادی نامگذاری شد.سالی پر از تلاطم که هر کس که صاحب نقد و بحث باشد این سال را پلی برای تحلیل حوادث قبل و بعد از این سال انتخاب میکند.آغاز این سال همزمان با تکاپوی انتخابات ریاست جمهوری بود. پایان دوره 8 ساله ریاست جهموری محمود احمدی نژاد  و شروع دولت تدبیر و امید.به واقع چه نیک رهبر معظم انقلاب این سال را نامگذاری کردند. حماسه سیاسی و حضور پر شور و گسترده مردم در انتخابات یازدهم. انتخاباتی که از ماهها قبل  از سوی رسانه های بیگانه رصد میشد و گمانه زنی ها برای رییس جمهور یازدهم همیشه نقل محافل سیاسی بود.در خرداد 92 حسن روحانی با رای مردم انتخاب شد و دوره جدیدی در مناسبات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ایران پا گرفت.دوره ای که کاملا با استراتژی 8 ساله محمود احمدی نژاد متناقض بود. حسن روحانی در مرداد ماه 1392 در مجلس شورای اسلامی ایران سوگند یاد کرد و دولت مهرورزی جای خود را به دولت اعتدال داد. گفتمان مقاومت و عدالت اینک به گفتمان تنش زدایی و اعتدال در صحنه بین الملل میدان داد.این دوره رویداد مهم در سال 92 و در تاریخ ایران به حساب می آید. روحانی آمد تا دروازه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را به روی دول ارووپایی و امریکایی بگشاید.این گفتمان و استراتژی ابتدا در مناسبات بین ایران و 1+5 بیشتر نمود یافت. برنامه هسته ای ایران که با گفتمان مقاومت در دوره 8 ساله محمود احمدی نژاد به غنی سازی ادامه میداد، با روی کار آمدن حسن روحانی راه مذاکره را به پیش گرفت.گفتمان مذاکره  با آمریکا ماه ها مورد مناقشه میان جناح های سیاسی بود.از یک سو طرفداران محمود احمدی نژاد بودند که با شکست کاندیدای اصلح خود سعید جلیلی راه مخالفت با مذاکره با آمریکا را در پیش گرفتند و از سویی طرفداران اصلاحات و اعتدالیون بودند که بر نقش مذاکره با آمریکا به عنوان راهی برای لغو تحریم ها علیه ایران تاکید داشتند. این مناقشات البته از سوی رهبر معظم انقلاب حل و فصل  شد. ایشان بارها و بارها بر لزوم فرصت دهی به دولتمردان دولت یازدهم برای پیش بردن مناسبات با آمریکا و اروپا تاکید داشتند.شاید سخنرانی های ایشان بعداز انتخابات و در اثنای مناقشات بر سر مذاکره با آمریکا را بتوان بعنوان تاریخی ترین سخنان سال 92 قلمداد کرد. با این حال این مخالفت ها از سوی دو جناح وجود دارد و البته سخن اصلی این مخالفت ها بر سر توافق ژنو و نتایج حاصل از مذاکرات دو ژنو بیشتر شد. جایی که مذاکره کنندگان هسته ای ایران از حق غنی سازی 20 درصد که در طی سالهای زعامت احمدی نژاد پابر جا بود کنار کشیدند و در عوض لغو بسیاری از تحریم های علیه ایران موثر شد.این توافق از سوی موافقان به عنوان یک پیروزی بزرگ در تاریخ ایران و از سوی مخالفان به عنوان ننگی تاریخی شناخته شد. در هر صورت توافق ژنو با وجود بی اعتمادی به آمریکا که بارها و بارها از سوی رهبر انقلاب گوشزد میشد صورت گرفت . هر چند کارشکنی تندروهای آمریکایی راه را برای لغو تحریم ها علیه ایران می بست، با این حل با هوشیاری مذاکراه کنندگان ایرانی این مهم آنچنان موثر نشد. با این حال بعد از چندین سال از گذشت تاریخ انقلاب اسلامی ایران با آمریکا بر سر یک میز نشست. این رویداد البته در تمام رخ دوربین های خبری جهان رخدادی مهم جلوه گر شد.ایران از حق غنی سازی 20 درصد خود کوتاه آمد، شیرهای غنی سازی را بست و در عوض دروازه های تجاری به سوی ایران باز  شد.تحریم های چند ساله آمریکا و اروپا بر سر برنامه هسته ای ایران نیازمند یک راه حل بود. هر چند گفتمان  مقاومت در این سالها ایران را از حواشی روانی تحریم و اقدام نظامی مصون داشت ولی این فصل جدید البته در چند سال راهگشای پل های موفق ترقی برای ایران در صحنه بین الملل خواهد شد. شرکت حسن روحانی در اجلاس داووس و سخنان ایشان درباره علاقه ایران بر باز کردن دروازه های اقتصادی به روی جهان دلیلی برای این سیاست میتواند  باشد. در هر صورت  سال 92 در دو نگاه قبل تحلیل است: یک نگاه انفصال از فصلی که ایران منزوی در تیرس تحریم ها بود و یک نگاه ارتباط ،یعنی فصلی که تئوری آشتی و تنش زدایی بر ایران حاکم شد. اینکه موافقان چه میخواهند و مخالفان چه میگویند در میانه خطوط قابل بررسی است ولی واقعیت همان است که میشود.

پیش بینی هایی برای اقتصاد 93

دولت روحانی وارث اقتصادی مریض شد.اقتصادی که با تورم 35 درصد و رکودی بی سابقه هنوز نفس میکشید.سالهای زعامت احمدی نژاد سخن از مقاومت و اقتصاد مقاومتی بود. هر چند این تئوری در شرایطی باعث تقویت  گفتمان اتحاد و جهت دهی داخلی شد ولی بی توجهی به این رویه در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر مورد باور  قرار گرفت.

دولت نهم و دهم با پیروی از گفتمان عدالت و مهرورزی و کمک به مستضعفین اصل فراموش شده برنامه سوم توسعه را عملی کرد. هدفمندی یارانه ها. اصلی که هیچ دولتی از زمان تصویب این بند جرات عملی کردنش را نداشت. احمدی نژاد در میان هیاهوی نقدهای سازنده و غیر سازنده به این اصل آنرا عملی ساخت و البته تبعات آن نادیده گرفته شد.آنجا که تورم و رکود اقتصادی بر پیکره این سیاست اقتصادی دامن میزد و آنجا که مردم وابسته به این پول ناچیز ماهانه شدند.احمدی نژاد نیتش خیر بود و هست و هنوز سنت وی پابرجاست ولی انتقادها از هدفمندی یارانه ها دولت یازدهم را به فکر چاره واداشت. در چند و چون چند ماهه بر سر اجرایی شدن یا نشدن فاز دوم هدفمندی دولت روحانی سیاست سبد کالا را در پیش گرفت . هر چند این رویه یادآ ور زمان تحریم و جنگ و کوپن های دهه 60 و 70 بود با این حال همگان از این سیاست روحانی به عنوان آغازی برای رهایی از کارت های یارانه زمان احمدی نژاد یاد  میکنند. نقدها به این و سیاست کوپنی رواست ولی با این حال پیش گرفتن این سیاست از سوی دولت یازدهم امیدی را برای سال 93 رقم میزند.جایی که در کناره این سیاست دولت از رشد 3 درصدی اقتصادی برای سال 93 و رهایی از رکود دم میزند.اقتصادی که در سالها با نرخ تورم 35 درصد روزگار گذرانده البته باید راه چاره ای هم برای خود بیابد. با این حال با پیش بینی صندوق بین المللی پول مبنی بر فصل رونق و شکوفایی اقتصادی  به مدد رشد تجاری و سیاسی ایران، این صندوق بر لزوم اصلاحات در بدنه اقتصاد ایران تاکید میکند. صندوق بین‌المللی پول در گزارشی می‌گوید که طی سال‌های اخیر اقتصاد ایران با «شوک‌های بزرگ و مدیریت ضعیف اقتصاد کلان» درگیر بوده که «ضربه‌های چشمگیری بر رشد و ثبات اقتصادی کشور» وارد کرده است.این گزارش در ادامه می‌گوید که مجموعه‌ای از شوک‌های اقتصادی به همراه اجرایی شدن فاز اول هدفمندی یارانه‌ها، تامین مالی نامناسب برنامه‌های بلندپروازانه اجتماعی و بدتر شدن فضای روابط خارجی با تشدید تحریم‌های مالی و تجاری علیه کشور باعث تضعیف اقتصاد ایران شده است.این گزارش می‌گوید که بیکاری و تورم بالایی بر کشور حاکم است و علایم تضعیف بانک‌ها نیز مشاهده می‌شود که این شوک‌ها باعث «تضعیف ساختاری» اقتصاد شده است.این نهاد بین‌المللی در ادامه می‌نویسد که هم‌اکنون ایران در دوراهی قرار دارد؛ ریسک ادامه مسیر موجود که می‌تواند تداوم رشد اقتصادی پایین و تورم بالا را برای ایران به همراه داشته باشد، یا شروع اصلاحات پیشرفته برای تقویت ثبات، سرمایه‌گذاری و بهره‌وری که از مسیر اصلاحات زیربنایی و در چارچوب‌های حمایت‌های تولیدی،کارگری و بازارهای اعتباری می‌گذرد.

گزارش این نهاد مالی می‌گوید که دولت  حسن روحانی «به خوبی از چالش‌های موجود آگاه است و در زمینه‌های اقتصادی زیادی کارهای مقدماتی را شروع کرده است، به طوری که آهنگ رشد منفی فعالیت‌های اقتصادی در کشور آهسته‌تر شده است.این گزارش می‌گوید که در نیمه اول سال ۲۰۱۳ روند کوچکتر شدن اقتصاد ایران (رشد منفی اقتصادی) ادامه داشت، اما از نیمه دوم به بعد شتاب این روند کاهش یافت و مجموعا رشد اقتصادی ایران در این سال منفی یک تا دو درصد ارزیابی می‌شود.

صندوق بین‌المللی پول می‌افزاید که تورم پرشتاب ۲۰ ماهه منتهی به ژوئن ۲۰۱۳ (پایان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) که به ۴۵ درصد رسیده بود، به سرعت به زیر ۳۰ درصد در ماه سپتامبر (یک و نیم ماه پیش) سقوط کرد.این گزارش علت این امر را سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی، افزایش قدرت ریال و کاهش تورم برخی محصولات عمده در سطح جهانی معرفی کرده است.این گزارش چشم‌انداز توافق هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی برای سال جاری میلادی را مثبت ارزیابی کرده و گفته است که این چشم‌انداز بهبود یافته، اما هنوز «در درجه شکنندگی بالایی» قرار دارد.بر اساس ارزیابی این نهاد بین‌المللی «در فضای روابط خارجی کنونی» فعالیت‌های پروژه‌های اقتصادی به سوی ثبات است و انتظار رشد مثبت یک تا دو درصدی اقتصاد ایران برای سال ۲۰۱۴ می‌رود.صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده است که با در نظر گرفتن تبعات افزایش قیمت سوخت که در دستور دولت قرار دارد، تورم در پایان سال جاری میلادی پتانسیل کاهش به ۱۰ تا ۱۵ درصد را نیز دارد.این گزارش توصیه کرده است که روند افزایش قیمت حامل‌های انرژی در ایران با احتیاط و ارزیابی‌های دقیق انجام شود و بانک مرکزی باید به شدت بر ثابت نگه داشتن قیمت‌ها تمرکز کند و از شوک‌ها اجتناب کند.
موسسه تحقیقاتی بیزینس مانیتور نیز در جدیدترین گزارش خود پیش بینی کرد رشد اقتصادی ایران در سال جاری میلادی به ۲.۸ درصدی برسد و تورم به ۲۲ درصد کاهش پیدا کند.البته بیزینس مانیتور پیش تر رشد اقتصادی 2.4 درصدی را برای ایران در سال 2014 پیش بینی کرده بود.
این گزارش بهبود شرایط خارجی و مدیریت بهتر داخلی را دو دلیل رشد و رونق اقتصاد ایران در سال 2014 بیان کرده و مینویسد: اقتصاد ایران در سال 2014 وارد رشد می شود و این در حالی است که روابط ایران با غرب و مدیریت شاخص های کلان اقتصادی در این کشور رو به بهبود دارد. این مسئله می تواند به رشد صادرات ایران و افزایش اعتماد تجاری و اعتماد مصرف کننده در ایران منجر شود. 

در عین حال عدم اطمینان درمورد نتیجه مذاکرات هسته ای همچنان بر چشم انداز اقتصادی این کشور سایه افکنده است. به علاوه طی ماه های آینده، ریال ایران در بازار آزاد همچنان وضعیت غیر ثابتی خواهد داشت.
بر اساس پیش بینی بیزینس مانیتور ارزش اسمی تولید ناخالص داخلی ایران که در سال 2013 بالغ بر 435.3 میلیارد دلار بوده در سال 2014 به 466.7 میلیارد دلار خواهد رسید.نرخ تورم ایران نیز از 28 درصد در سال 2013 به 22 درصد در سال جاری میلادی کاهش خواهد یافت. این گزارش کسری بودجه دولت ایران را در سال 2014 معادل 1.1 درصد تولید ناخالص داخلی و میزان تراز حساب های جاری ایران در این سال را معادل 4.7 درصد تولید ناخالص داخلی پیش بینی کرده است.

در هر صورت  بکار گیری یک رفرم اقتصادی از دولتی اعتدالی برمی آید.این اصلاح اقتصادی آغازی بر نوسازی چند ساله اقتصاد ایران است.این دوره پساتحریم برای ایران قلمداد میشود. فاصله سالهای 93 تا96 آغازی بر پایان تحریم ها علیه ایران پیش بینی میشود. هر چند بر اراده سیاسی دولت شکی نیست،ولی اعتمادی بر صحنه بین الملل و یکه تازی های غربی ها هم نیست.

 *** این مقاله در ماهنامه دنیای کیش منتشر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، دولت، حسن روحانی، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

آیا سرک کشیدن در مسایل داخلی یک کشور خدشه به هویت سیاسی آن کشور نیست؟ و آیا پیش کشیدن مقوله حقوق بشر دور زدن و دور شدن از بحث اصلی مذاکرات و ایجاد گمراهی در این زمینه نیست؟ و  آیا قرار است مسایل داخلی یک کشور در موضوع سیاست خارجی بین دولتها هم تاثیر گذار باشد؟ به چه قیمت و با کدام شاخص سنجش در دیپلماسی؟و آیا قرار است گزینه های روز میز غربی ها از اینک از سانتریفیوژ های بسته و شیرهای یخ زده هسته ای سر از حریم خصوصی و امنیت ملی و هویت سیاسی و مسایل داخلی ما درآورد؟ اصلا با کدام توجیه؟ هر توجیهی در این زمینه بی نتیجه است و بی مفهوم. گویی قرار است هیچ جایگزین هیچ شود. چند روز آینده هم  دفترهایشان را بگشایند که مثلا شما  حقوق بشر را در کشورتان رعایت نمیکنید بدین خاطر باید باز هم تحریم شوید؟ و آیا اینها که ما را  در مسایل امنیتی و تعریف شده  داخلی مان راحت نمیگذارند و انگ حقوق بشری برایمان میزنند زمانی که تحریم دارویی شدیم آن را ضد حقوق بشر ندانستند؟ و چرا اشتون به جای ملاقات با بیماران و سرک کشیدن به قبرهایی که از نبود دارو جان دادند در سفارت اتریش با کسانی ملاقات کرد که اصلا از  عناصر خاطی نظام تلقی میشدند؟چرا؟چرا؟چرا؟........





نوع مطلب :
برچسب ها : امنیت داخلی، سیاست خارجی، دولت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

سفر کاترین اشتون به ایران حواشی زیادی داشت.بخصوص دیدار وی با فعالان زن و به خصوص مادر ستار بهشتی بود.سوا از اینکه عده ای این رویداد را مطابق با اصل حقوق بشری میدانند و در بوق و کرنایش میکنند و عده ای هم آنرا نمایشی کثیف از انگلوساکسون هایی میدانند که با  نقاب ترحم و حقوق بشری میخواهند تیشه بر ریشه یکسری واقعیت ها بزنند و  مثلا از مردم ایران حمایت کنند یک نکته بیشتر به چشم می آید اینکه به واقع هر کشوری در حوزه امنیت ملی حریم خود را دارد.مرگ ستار بهشتی  که علت مرگش البته در آخر هم معلوم نشد یعنی اینقدر ذهن مشغول اشتون را مشغول تر  کرده بود.؟ حالا به واقع وزارت امور خارجه و وازارت کشور و اطلاعات دروازه های خود را چرا باز گذاشتند که خانم اشتون به چه مناسبت با عده ای دیدار کند که چه مثلا... دیدار با محکومین امنیتی کشور ما چه ربطی به اشتون دارد. اینقدر بی تفاوت شده ایم یا شاید پس پرده گزینه هایی وجود دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


این جمله را بسیار شنیده ایم که نفت طلاست یا بلاست و البته هنوز پاسخ صحیحی برای آن داده نشده است.عده ای نفت را در صورتی طلا میدانند که بهره برداری صحیح و سیاستگذاری اصولی راجع به آن گرفته شود. سیاستگذاری امنیت انرژی که دستمایه سوء استفاده دشمنان نشود و تا کار به نزاع کشیده میشود از آن برای تحریم استفاده نشود.آنجا که ابر قدرتان بی توجه به رفاه مردم یک ملت دعواهای سیاسی را اینگونه جبران میکنند.شاید آنگونه که باید باشد هنوز سیاست امنیت انرژی در کشور ما تدوین نشده باشد. بخصوص در طی 8 سال گذشته که انواع فشارهای بین المللی در رابطه با تحریم و نخریدن نفت بر ملت تمام شد که البته با وجود زحمات دولت یازدهم باز هم اثرات آن تا سالها باقی خواهد ماند.بودجه هر سال هم که تدوین میشود بر اساس نرخ چند دلاری نفت میبندند. اصلا اساس ما بر نفت است. نشسته ایم و بر سرش چانه میزنیم.اثری از فعالیت های ثمر بخش دیگر کمتر دیده میشود. اینگونه است که دولتهای نفتی تا ابد باید در حال توسعه باشند و دیوانسلاری نفت رگ و استخوان تمام فعالیت های مملکت باشد.بسیار گفته اند از این بلا یا این طلا دوری کنید که پاشنه آشیلی شده است که هم امنیت را دستخوش مناقشات گوناگون بین المللی میکند و هم نفرینش سیستم سیاستگذاری و سرمایه گذاری یک کشور را در بر میگیرد.

بسیار هم راههای جایگزین پیشنهاد میشود.صادرات،صنایع دستی ،صنعت توریسم و.... البته ناگفته نماند چند سالی که دروازه های مملکت بسته بود و ایران منزوی  با تحریم ها دست و پنجه نرم میکرد سخن گفتن در این مورد بیهوده بود.اما اکنون که نفس های امیدی در دولت کنونی دمیده شده است زمینه برای سرمایه گذاری و توسعه در زمینه های دیگر بیشتر جا باز کرده است.بخصوص سرمایه گذاری در صنعت توریسم و گردشگری که رییس میراث فرهنگی هم به تاکید کردند. محمد علی نجفی چندی پیش بر لزوم توسعه گردشگری و بالا بردن سواد توریسم تاکید کرد. وی با انتقاد از دلالان این عرصه بر لزوم توسعه مدیریت گردشگری در تمام حوزه ها متذکر شده بود. البته گفته های نجفی درباره لغو روادید با کشورها سرو صدای زیادی را ایجاد کرد. با این حال مطرح کردن این موضوع در راستای تضعیف دیکتاتوری نفتی در کشور و باز شدن عرصه های جدید  سرمایه گذاری بسیار ثمر بخش است. اندکی که فکر کنیم خواهیم دید مثلا تایلند یا ترکیه مگر چه چیزی دارند که سالانه این همه ایرانی به آنجا میروند که مثلا اندکی ازاد باشند یا تفریح کنند. ایرانیانی که هنوز کشور خودشان را نمیشناسند. مثلا چه جاذبه ای باعث میشود به آنتالیا بروند. حالا مگر آنتالیا کجاست؟ جایی که دولتش خوب میداند چطور در آنجا سرمایه گذاری کند. به قول رییس میراث فرهنگی و گردشگری میشود مسلمان خوبی بود و البته به ایرانی  بودن خود نیز افتخار کرد. موفقیت در صنعت توریسم و یا به عبارتی دیپلماسی گردشگری نیازمند بازگشت اعتماد به نفس فرهنگی است. ما باید از لاک انزوا در بیاییم. دشمنی و کینه با کشورها را کنار بگذاریم و بدانیم نفت هم روزی به پایان خواهد رسید. اگر امروز گرفتار نفرینش شده ایم فردا و فرداها گرفتار نبودش میشویم.میشود نفت را هم داشت،سیاستگذاری کرد . البته مشکلات صنعت گردشگری در ایران بیش از چیزی است که بتوان برشمرد، از مشکلات فرهنگی گرفته تا اقتصادی و مهم‌تر از همه سیاسی. تحریم‌هایی که از سوی غربی‌ها بر ایران تحمیل شده و ناامنی که در جهان بوق و کرنایش می‌کنند، باعث شده مدت‌های مدید، گردشگرانی که به دنبال جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی و حتی طبیعی بودند، ایران را از لیست سفرهایشان حذف کنند. ولی با این شرایط قدم های روشنی که از سوی دولت یازدهم برداشته شده است راهها را هموار میکند. ما باید در ابتدا به دنبال‌ توسعه ایجابی‌ صنعت‌ گردشگری باشیم، نه آن نوع توسعه که به وسعت و مال‌اندوزی نظر دارد بلکه آن نوع که به اعتلا توجه می‌کند؛ اعتلای فرصت‌های گردشگری و اعتلای ظرفیت‌های اصیل و سرمایه‌های معطل مانده فرهنگی. ما می‌توانیم با اعتلای صنعت‌ گردشگری‌ فرهنگی شیوه‌های نوینی از دیپلماسی گردشگری را اعمال کنیم که ذیل‌ عنوان‌ کلی‌ دیپلماسی‌ فرهنگی سبب‌ معرفی‌ ایران به صفت‌ خوشایند می‌شود؛ آن وجهی که متضمن‌ روحیه مدارا و صفا و صلح‌جوی ایرانی است.

با تذکر‌ این امر به خود و به یکدیگر و به بقیه ناخودآگاه چهره تاریک و مبهم‌ ایران از پس غبار‌ نفرت و تعصب بیرون می‌آید. رونق‌ گردشگری بدین اعتبار نیاز به سرمایه‌گذاری‌های کلان و سرسام‌آور ندارد اما گشاینده مسیر‌ رونق‌ وجوه‌ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که به خودی‌ خود از این پتانسیل بهره‌مند نیستند.مرحله بعد خود مسیر سرمایه گذاری و کسب درآمد را برای کشور به دنبال دارد. جایی که ایجاد شغل، ظرفیت ها و پتانسیل زیادی  را برای ایجاد رفاه بیشتر اجتماعی فراهم میکند. به امید آن روز.





نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ، سیاست داخلی، سیاست خارجی، دولت، امنیت، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : صفیه رضایی

بی پرده شاید بتوان گفت  هیچ گاه مرزبندی دقیق هویتی در کشور ما تعیین نشده است.این جمله نه به خصومت گفته میشود و از روی نادانی.بارها و بارها و سالها و سالها دم از دوگانگی هویتی بین جوانان میزنیم و به ناگاه خود هم بر این دوگانگی دامن خواهیم زد. آنجا که مرز دقیقی بین سیاست های هویتی ایرانی و اسلامی مشخص نمیکنیم.شاید در همین برنامه پنج ساله اخیر بود که پیوند بین هویت اسلامی و ایرانی مورد توجه قرار گرفت . زمان زیادی نگذشته است. اما در گفتارها چنان نمودی از احترام به این مقوله در راستای حفظ پیوند دیده نشده است. سخن را از آنجا شروع کنم که دست اندازی به هرگونه سنت نهادینه شده در بین مردم موجب دوگانگی و نفی عامل دست اندازی میشود. چند وقت پیش شنیده شده که مقوله چهارشنبه سوری را از بین ببرید،خرافات است یا مثلا شب یلدا جزء موهومات است. خارج از درستی یا نادرستی این جملات باید بگویم سنت چندین هزار ساله در بین مردم که سینه سینه گشته است هر چند از روی خرافات ولی ابزار مناسبی برای نهادینه کردن ارزش های اصیل دیگری نیز میتواند باشد. براستی به جای نفی این سنت ها باید سعی در بهره گیری و پیوند این سنن با ارزش های اسلامی کرد. مثلا به جای اینکه بگوییم شب یلدا خرافات است میتوانیم با وارد کردن مقوله صله رحم به پاسداشت این سنت ایرانی جهت دهی کنیم.این مهم باعث پیوند این دو فضا در راستای حفظ اصول اسلامی و ایرانی است.سنت چهارشنبه سوری را به جای نفی مطلق شبی سراسر برای دعا و آمرزش گناهان به عنوان چهارشنبه آخر سال به حساب آوریم.اطلاق خرافه به این سنت ها نه تنها باعث دهن کجی عموم و عوام میشود بلکه از طرفی تلقی اسلامی از این ابعاد نیز با مخاطره روبه روخواهد شد.نمونه های بسیاری از این فضاها وجود دارد که تاکید بر آن است که به جای نفی مطلق آنها را جهت دهی اسلامی کنیم تا فضای سنتی ایرانی با آموزه های اسلامی عجین شوند. این مهم در بلند مدت به نفی خطرات و آموزش عموم در الگویی اسلامی منجر خواهد  شد.حقیقت این است که اگر از فضای خالی بیشتر برای نهادینه کردن سنن اسلامی استفاده کنیم راه را بر هر گونه فضای دوگانه و نا همسو با ارزش های اسلامی را خواهیم بست.به جای تعمیق دعوای هویتی اسلامی و ایرانی باشد که به اصل برنامه پنجم توسعه که الگوی توسعه اسلامی و ایرانی در همه جهات است نظری دیگر بیافکنیم. بکار گیری چنین سیاست هویتی در طی سالها تاثیری بسیار مثبت در روند جایگزینی ارزش های اسلامی به جای خرافات و خطرات ناشی از کهنگی سنن ایرانی نیز خواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها : امنیت داخلی، فرهنگ، سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


پروژه regime change در ایران شاید سالیان است که از سوی غرب و به خصوص آمریکا دنبال می شود. ولی اخیرا و با توجه به تحریم‌های فزآینده علیه ایران و تحریم های ضد انسانی چون تحریم دارو و تحریم های معیشتی وفشار مضاعف بر ملت ایران چه برای گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات و چه و چه… پرونده براندازی محتمل‌تر شده است. این براندازی را عده ای براندازی سخت و از طریق حمله به ایران می‌دانند و عده‌ای براندازی نرم و از طریق جنگ نرم.

در مورد جنگ نظامی این احتمال زیاد قوی نیست. بخاطر اینکه افکار عمومی غرب و به خصوص مردم آمریکا دیگر آماده پذیرش جنگی دیگر در خاورمیانه نیستند. بعد از شکست امریکا در دو کشور افغانستان و عراق مخالفت ها علیه جنگ از سوی مردم غرب سر داده می‌شود. علاوه برآن ایران منطقه استراتژیکی برای غرب به حساب می‌آید و آنها براحتی این منطقه را از دست نمی‌دهند. حتی هر گونه جنگ هسته‌ای و حمله به تاسیسات هسته‌ای نیز رد خواهد شد.

اگر تا دیروزاحتمال حمله اسراییل به ایران و تاسیسات هسته ای ایران داده می‌شد بعد از بیداری اسلامی در منطقه این احتمال کمرنگ‌ترگردید. پس با این حساب اگر آمریکایی‌ها به دنبال فشار بر روی ایران و براندازی و تغییر رژیم در ایران هستند این براندازی از نوع نرم خواهد بود. این احتمال وقتی قوی می‌شود که آمریکا گروهک منافقین را از لیست تروریستی خارج کرد و اخیرا هم در راستای هر چه سیاسی تر شدن و خارج کردن این گروهک از فضای نظامی صرف و در راستای منافع آمریکا، کانادا نیز این گروهک را از لیست تروریستی خارج کرده است. این عوامل و همچنین بحران رو به روی سوریه و نیز تحولات خاورمیانه این نکته را بیشتر گوشزد میکند که تقویت انسجام داخلی و مقابله با بحران سیاسی و وحدت مردم در سایه ولایت فقیه و توسط به گفتمان ۹ دی ماه فضا را برا خنثی کردن حملات دشمن و مدیرت جنگ نرم در این راستا آماده خواهد کرد.

اکنون که بسیاری از تشکیلات فتنه گران در ارتباط با غرب نابود شده است و اگر تشکیلاتی شنیده می‌شود حالت زیر مینی دارد جا دارد که فضای فرهنگی کشور عناصر تقویت کننده در راستای فرهنگ سازی حماسه ۹ دی ماه به عنوان سر خط مقابله با فتنه‌گران راپیش روی قرار دهد. گروهی هنوز مفهوم این روز و این حماسه را درک نمی‌کنند و شاید به سهولت از کنار این باور رد شوند. ولی عمق پیوند مردم با ولایت فقیه و حماسه لبیک به نظام اسلامی در این روز سدیست در برابر توطئه دشمنان از نوع داخلی و خارجی. عناصر فتنه هر چند تشکیلاتی نابود دارند ولی صدایشان نابود نشده است، عناصر انحرافی چه در بین اقشار جامعه از جمله سکولارها و ملی گرایان و آنانی که داعیه نابودی نظام در سردارند هنوز هم در صف هستند و آتش زیر خاکستر. آنجایی که سکولاریسم پنهان خنجر بر پیکره فکری و دینی می‌کشد و ما بی خبریم. شاید صحیح باشد که از امروز همه روز را ۹ دی کنیم. پیوند با ولایت فقیه و لزوم استواری در شرایط کنونی آنجایی مهم است و آنجایی لزوم آینده نگری و فرهنگ سازی در حماسه ۹ دی متبلور می‌شود که بدانیم غرب بدنبال بهار عربی در ایران است. و این تصمیم با توسل به شرایط فشار و تحریم ها و تهییج افکار عمومی بیشتر و عمیق تر خواهد شد. پس باید همه روز را از اینک ۹ دی کنیم و بدانیم مقاومت در عرصه جنگ نرم بسیار سخت‌تر از سنگرهای جنگ تن به تن است. لبیک به بیانات رهبر معظم انقلاب و عمق‌دهی به فعالیت‌های فرهنگی به عنوان اصلی ترین حوزه قدرت نرم راهیست که باید پیش گرفته شود و ان شاء الله می‌شود.تعمیق مفهوم بیداری اسلامی و آگاه کردن نسلی که می فهمد و فهمیده میشود از وظایف سربازان جنگ نرم است. آنها چشم به خیابان های ایران دارند و خیابان های ما چشم به راه مردمی است که هنوز ۹ دی ماه فراموش نکرده است و نمیکند.همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: حضور مردم و ایمان دینی دو عنصر برجسته حماسه نهم دی ۸۸ بود.

حماسه ۹ دی آغازی بر پایان فتنه و فتنه گران بود. و این آغاز هنوز پایان ندارد. حماسه ۹ دی به واقع نظام اسلامی را از نو ساخت و لبیک گویان نظام را از فتنه نجات داد. ولی آن مساله که بیشتر نمایان و نمایان‌تر میشود لزوم الگو سازی و فرهنگ سازی در این عرصه است. ۹ دی ماه دیگر باید نه تنها فتنه داخلی بلکه باید بتواند هرگونه دست اندازی بر امنیت ملی ما را خنثی کند. هم اینک که دشمنان بهار عربی را برای ما خواب می‌بینند باید رویاهایشان به زمستانی از ناامیدی تبدیل شود. این مهم در سایه چنگ زدن به ریسمان ولایت فقیه و استواری در برابر فتنه داخلی و خارجی است.





نوع مطلب :
برچسب ها : امنیت داخلی، امنیت، سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


سردار احمدی مقدم: مردم از امر به معروف زده شده‌اند؟

در سایت تریبون مستضعفین فراخوانی را دیدم که گفته شده بود نظرتان در مورد جمله بالا چیست؟ میخواستم در
این رابطه چند نکته را از ذهن بگذرانم:

1-این اولین بار نیست که جناب سردار احمدی مقدم اینطور با ادبیات بدبینی موضوعی را رسانه ای میکنند و البته از سخنان ایشان قرائت های متفاوت برداشت میشود.سردار در موراد پیشین چون: حجاب،گشت ارشاد نیز اظهار ناامیدی کرده بودند و البته معلوم نیست که امواج این بدبینی از دریای واقع گرایی است یا از گرداب واپس زدگی آرمان گرایانه. هرچه هست این نکته را به ذهن متواتر میکند که سردار راه برای غر زدن های رسانه های داخلی و ماهی از آب گل آلود گرفتن رسانه های بیگانه باز نکن.هر چه در ذهن است بماند و هر انچه که همگان میبینند میبینند. هنوز هستند کسانی که از وادی امر به معروف حمایت میکنند و هستند کسانی که متنفر از این واژه اند. انکار نمیکنیم ولی نیاز به بازگو کردن هم نیست.

2-سردار گفته بودند که مردم با شنیدن امر به معروف و نهی از منکر به یاد شال قرمزها و چوب به دست های سعودی می‌افتند،نه اینگونه نیست، شما دارید این باور را میپرورانید.باید پذیرفت در پی مقوله امر به معروف هنوز تعهد و تقید به دین هست و برای عده ای ارزش است و ارزش میماند. پس وظیفه ای که بر دوش ناجا گذاشته شده است را اینچنین کمرنگ و بی اجر نکنید.اگر خود باور دارید که شال قرمز و چوب به دست هستید آن یه مقوله دیگر است ولی از لحظه ای که بجا و اصولی برخورد شود و افراط نشود مطمئن باشید که تناقضی نه در اجرای سیاست ها نه در باور مردم ایجاد میشود.

3- مردم از امر به معروف زده نشده اند آنها از نهی از منکر زده شده اند.این در هر مقوله ای که در این حوزه میگنجد جای گذاری شود صدق میکند. خاطر کم حوصله جامعه می طلبد که خشونت در کلام و اعمال همگان زدوده شود، جامعه ما عصبی شده است. چند سالیست عصبی است و دیگر نمیخواهد بشنود،نمیخواهد ببیند، نمیدانم شاید میخواهد آنارشیست شود،نمیدانم ولی این را میدانم که طعنه به سینه این مردم چندان جایز نیست. چشم پوشی کنید سردار از این گفتار و دیگر بدبین نباشید.

4-کلام آخر اینکه شما فقط بعد اجرایی و عملیاتی هستید و قضاوت با شمانیست. شما اجرا کنید و مردم و جامعه و هر قشری قضاوت میکند.اگر تفسیری هم از شرایطی داده میشود شما با دیدی مثبت انعکاس دهید تا ارزش ها دست آویزی برای عده ای نباشد تا پلکانی نسازند و از آن دیوار نسازند و تا راه ها همه به رم ختم نشود!




نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :