تبلیغات
پس از آتش بس - مطالب دی 1395
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
صنعت مبلمان کشور یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال نفیس‌ترین هنرها است که امروزه به ۳ بخش مبلمان منزل، مبلمان اداری و مبلمان کودک تقسیم می‌شود. مزیت نسبی صنعت مبلمان ایران برای حضور در بازارهای خارجی با توجه به کیفیت و قیمت رقابتی محصولات این صنعت، واقعیتی است که در صورت حمایت ضمن کنار رفتن ابرهای تیره رکود از پیش روی این صنعت، شاهد پدیدار شدن افق‌های روشنی برای آن خواهیم بود؛ چراکه ۸درصد تولید صنعتی کشور در صنعت مبلمان و صنایع وابسته است. البته مشکلات حاکم بر تولید و تحمیل هزینه‌های متعدد به تولید موجب شده تا تولید داخلی توان رقابت با محصولات وارداتی را نداشته باشد به گونه‌ای که امروزه سهم محصولات وارداتی به کشور بسیار است و سرمایه‌گذاری‌های تولیدکنندگان برای تولید محصول باکیفیت راکد مانده است. با این حال صنعت مبلمان کشور از مزیت‌های به نسبت مطلوبی برخوردار است که با برنامه‌ریزی نظام‌مند و استراتژی تشکیلاتی تولیدکنندگان و صادرکنندگان این صنف، این صنعت می‌تواند نه‌تنها بازارهای مبل منطقه بلکه بازارهای اتحادیه اروپا را هم در دست بگیرد. برای اثبات این ادعا کافی است بدانیم که ۸درصد اشتغال کشور در صنعت مبلمان است. همچنین ۴۶هزار واحد تولیدی و ۲۲۶ تولیدکننده و فروشنده صنفی مبلمان به صورت رسمی و غیررسمی در کشور فعالیت دارند. هرچند کشورهای چین، کانادا، لهستان، بلژیک و امارات تولیدکنندگان اصلی مبلمان در جهان هستند و ۵۴درصد مبلمان دنیا را تولید می‌کنند با این حال اگر در تولید مبلمان برای مصرف داخلی کشور به خودکفایی برسیم که به واردات نیز نیاز نباشد به نتایج مطلوبی خواهیم رسید.


چالش‌های همیشگی
وجود هزینه‌های زیاد تولید در صنعت مبلمان باعث می‌شود تولیدکنندگان این صنعت قدرت برابری با خارجی‌ها را از دست بدهند. به علاوه اینکه تولیدکنندگان مبلمان با ماشین‌آلات روز دنیا کار می‌کنند در حالی که ضعف ما در مواد اولیه، خدمات پس از فروش ماشین‌آلات وارداتی و همچنین یراق‌آلات و «ام‌دی‌اف» است که باید برطرف شود. این موضوع باعث شده که با توجه به وجود ظرفیت‌های زیاد در صنعت مبلمان ایران، متاسفانه این صنعت چه در داخل و چه در بازارهای جهانی ناشناخته بماند. در مقابل، جای آن واردات بگیرد. هرچند تلاش شده است که از واردات مواد اولیه تولید یا حتی مبلمان آماده جلوگیری شود. به‌عنوان نمونه، با وجود نیازمندی‌های روز و پیشرفت فناوری، صنعت مبلمان اداری با استفاده از روش‌های فنی و مهندسی در کشور به خودکفایی رسیده است تا جایی که نیازی به واردات در این بخش -به جز در چند ماده اولیه ساخت – احساس نمی‌شود.

تولید مشترک
یکی از راه‌حل‌های افزایش رونق تولید در صنعت مبلمان، تولید مشترک است؛ موضوعی که مدت‌هاست از زبان مسئولان شنیده می‌شود. به عنوان نمونه ایتالیا مهد دکوراسیون دنیا است و به نظر می‌رسد که با چنین کشوری تولید مشترک انجام شود. البته پیش‌نیازهایی می‌طلبد که در جای خود باید به آن پرداخت. به علاوه اینکه نشان‌سازی مشترک کار بسیار سخت‌تری است. اما اگر این اتفاق بیفتد، تولیدات مختلفی با نشان ایرانی، ایتالیایی یا نشان مشترک می‌توانیم عرضه کنیم. از این‌رو اگر کشورهای قدرتمند در صنعت مبلمان وارد شوند بسیار مطلوب است. هر چند کشور ما در تولید مبلمان خانگی کمتر از ایتالیا نیست و حتی مبلمان خانگی ما با کشورهای خارجی برابری می‌کند. با این حال مشکل صنعت مبلمان ما از چندین سال تحریم ناشی می‌شود که تولیدکنندگان این صنعت را با مشکلات زیادی روبه‌رو کرد. به علاوه اینکه ماشین‌آلات و تجهیزات در این صنعت قدیمی و فرسوده است به گونه‌ای که در کشور ما با ماشین‌های ۴۵ سال گذشته مبل تولید می‌شود.

نیاز به مبلمان
صنعت مبلمان در ایران از ۵۰سال قبل پیشرفت‌های قابل قبولی داشته و در تولید چوب و ساخت انواع مبلمان حرکت رو به رشدی را آغاز کرده است. امروزه استفاده از مبل تنها ویژه ثروتمندان نیست و بلکه به‌عنوان کالای اساسی در بیشتر منازل مورد استفاده قرار می‌گیرد. کمتر خانه‌ای است که در آن از مبلمان خبری نباشد. اگر در گذشته به مبلمان به‌عنوان یک صنعت لوکس نگاه می‌شد امروز دیگر به‌عنوان صنعتی است که در کنار هنر ایرانی می‌تواند سهم مهمی در اشتغالزایی و تولید در کشور داشته باشد. با این حال تامین مواد اولیه باکیفیت و وجود تعرفه بالا، ناآگاهی از بازارهای هدف، کمبود نقدینگی و ساختار سنتی از مهم‌ترین مشکلات تولید و صادرات صنایع چوبی و مبلمان در کشور است از این‌رو باید مشکلات تولید برای صنعتگران مبلمان تا حدی برطرف شود که بتوانند تولیدات خود را صادر کنند.

این مطلب در روزنامه صمت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 دی 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی
تجهیزمنابع انسانی در صنایع کوچک دارای زنجیره‌ای است که اگر یک مهره از آن دچار چالش شود تمامی سیاست‌گذاری‌ها نیز با چالش و نوسان مواجه خواهد شد. کافی است برای اثبات این فرضیه صنعت لوازم خانگی را مثال بزنیم؛ صنعتی که سال‌ها با رکود دست‌وپنجه نرم کرده است و بازار آن مملو از حرفه‌ای‌ها و تازه‌کارانی نیز هست که از دست تقلب‌کاران و زیرپله‌ای‌ها گلایه می‌کنند. در چنین شرایطی کارفرمایان به تعطیلی کارخانه و تعدیل نیروی کار اقدام کرده‌اند. در مقابل، بازار تولیدات آنها با ظهور اجناس بی‌کیفیت مشابه قبضه شده است. حال چطور می‌توان از کارفرمای یک کارخانه ورشکسته یا در شرف تعطیلی انتظار داشت که برای بهبود پایه‌های آموزشی نیروی کار خود برنامه‌ریزی کند؟ اینجاست که می‌بینیم تجهیز نیروی انسانی و آموزش و بروزرسانی آنها در زنجیره‌ای از چالش‌ها گم می‌شود؛ به عبارتی آموزش در چنین شرایطی معنا ندارد.
حالت دیگری نیز می‌توان تصور کرد؛ ممکن است کارخانه در شرایط مطلوب اقتصادی فعالیت کند و باز هم کارفرما نخواهد که نیروی کار خود آموزش‌های مهارتی بیشتر ببینند یا تمایل نداشته باشد که از قوانین کار آگاه شوند. توجیه برخی کارفرمایان این است که اگر قرار باشد تولیدکننده سطح مهارت نیروی کار خود را بالا ببرد همپای آن باید حقوق کارکنان خود را افزایش دهند. این نکته نیز گفته می‌شود که برخی تولیدکنندگان صنایع کوچک حاشیه سود کمی دارند و توانایی ایجاد سیستم‌های آموزش مهارت‌های کار را نخواهد داشت. به عبارتی تمایل دارند نیروی کار در سطحی از آموزش و مهارت باقی بماند و با همان سیستم کار کند، تا اینکه مجبور باشند به دلیل سطح مهارتی بالا، به آنها دستمزد بیشتری بدهند. متاسفانه این قاعده در برخی از کارگاه‌ها و کارخانه‌های کوچک وجود دارد.
در حالت دیگری نیز می‌توان مدیر کارخانه‌ای را دید که خود تحولات صنعت و حرفه خود را نمی‌داند و به همان سبک و سیاق پیشین عمل می‌کند تا جایی که تمایل دارد سیستم استاد- شاگردی همچنان باپرجا بماند. این کارفرمایان معتقدند آنهایی که در دانشگاه درس خوانده‌اند به درد صنعت نمی‌خوردند.
 حال اگر مجموعه‌ای از این باورها را کنار همدیگر بگذاریم خواهیم دید فرضیه نخست ما صحیح است و چندان دور از ذهن نیست. ازاین‌رو اگر قرار است مدام از لزوم بالا رفتن سطح مهارت کارکنان صنعتی سخن گفته شود باید مهره‌های نخستین تجهیز منابع انسانی اصلاح شود. به عبارتی باید آموزش از مدیران آغاز شود و به سطح کارکنان برسد. در کنار آن نیز باید چرخ‌های رشد و رونق اقتصادی اندکی به تحرک بیفتند.
صمت




نوع مطلب :
برچسب ها : اقتصاد،
لینک های مرتبط :


گاه به حضور در شهرک‌های صنعتی برای بخش‌های مختلف در صنایع کوچک متفاوت است. برخی سرمایه‌گذاری در شهرک‌ها را باعث سودآوری و ایجاد اشتغال بیشتر می‌دانند و برخی معتقدند که تمرکز و تجمع سرمایه تنها در یک واحد صنعتی به مراتب امکان ایجاد اشتغال بیشتری را فراهم می‌کند؛ چندی پیش یکی از تولیدکنندگان صنعت لوازم خانگی بر این نکته صحه گذاشت. اعتقاد این تولیدکننده این بود که واحد صنعتی او بیشتر از یک شهرک صنعتی می‌تواند اشتغال ایجاد کند از این‌رو باید تمرکز سرمایه‌گذاری بر مناطق و صنایعی باشد که بیشترین سودآوری را دارند نه اینکه بدون دلیل تنها کلنگ افتتاح بر زمین بزنیم. انتقاد این تولیدکننده بجا بود اما درباره ایجاد شهرک‌های تخصصی تامل در این نقد اندکی با «اما» و «اگر» روبه‌رو است چراکه به نظر می‌رسد ملاک و معیار ایجاد شهرک‌ها و نواحی تخصصی - صنعتی در ابتدای امر باید گسترش صنعتی خاص به نفع رشد اقتصادی باشد تا ایجاد اشتغال؛ به این معنی که اگر قرار است در صنایع «های‌تک» و نوین همچون الکترونیک سرمایه‌گذاری شود در کنار رویکرد ایجاد اشتغال، موضوع عقب نماندن کشور از زوایای توسعه نیز مطرح است. بهتر است که یک شهرک تخصصی یا منطقه ویژه قطب صنعتی خاص باشد و در طول زمان پیشرفت کند تا به‌جای آن چندین واحد صنعتی پراکنده در همان بخش صنعتی وجود داشته باشند و نتوانند راه به‌جایی ببرند. بی‌گمان در نقد اعتقاد تولیدکننده لوازم خانگی که مبنی‌بر تقویت واحدهای مختلف صنعتی در نقاط پراکنده و جلوگیری از ایجاد شهرک‌های صنعتی بود، می‌توان به جرات گفت که توسعه و رقابت‌پذیری صنعتی به معنی روی دست همدیگر بلند شدن و وجود چندین تولیدکننده در یک صنعت خاص نیست بلکه باید سرمایه‌گذاری را هدایت کنیم و نگذاریم این سرمایه‌گذاری به هر سمت و سویی برود. به علاوه اینکه نگذاریم مازاد تولیدی داشته باشیم که قابل صادرات نباشد بلکه از ابتدا باید به تولید صادرات‌محور فکر کنیم. لازمه تحقق این هدف این است که حداقل در صنایع نوین و امروزی به ایجاد قطب‌ها یا شهرک‌های تخصصی فکر کنیم تا حرف‌های زیادی در سطح کشوری و منطقه‌ای و حتی جهانی برای گفتن داشته باشیم. نکته دیگر اینکه باید بخش خصوصی سرمایه‌گذار و متخصص در صنایعی جای پای خود را محکم کند تا کمک حال دولت باشد. متاسفانه فرهنگ صنعتی ما با فرهنگ صنعتی دنیا متفاوت است؛ در فرهنگ صنعتی سایر کشورها مردم و بخش خصوصی هستند که کارها را به انجام می‌رسانند اما در کشور ما روند انجام پروژه‌ها و طرح‌ها همیشه از بالا بوده و دولت این وظیفه را برعهده گرفته است. در نتیجه، جامعه توقع دارد که دولت همه کارها را انجام دهد. این درحالی است که انجام همه کارها به تنهایی، از عهده دولت خارج است. نکته دیگر اینکه صنایع با هم متفاوت هستند. در برخی از صنایع، فناوری خیلی سریع‌تر تغییر می‌کند و در برخی از صنایع میزان رشد و تغییر و تحول فناوری کمتر است. در صنایعی که میزان تغییر و تحول بیشتر است مانند الکترونیک یا صنایع شیمیایی، کمترین غفلت باعث می‌شود که از عرصه فناوری و دانش روز دور شوند و بازار مصرف خود را از دست بدهند. ازاین‌رو صنایعی که تغییر فناوری در آنها بسیار است به دیدبان فناوری نیاز دارند تا محیط تولیدی محصولات خود را پیوسته رصد کنند تا میزان رشد فناوری را مورد ارزیابی قرار دهند و سرمایه لازم را برای جذب فناوری و دانش فنی اختصاص دهند. با این حساب می‌توان شرایطی را تصور کرد که شهرک‌های تخصصی - صنعتی در عین حال که می‌توانند صنعتی ویژه را گسترش دهند، قطب و دیدبان صنعتی آن نیز به شمار آیند. به نظر می‌رسد که وجود یک قطب یا شهرک تخصصی می‌تواند این مهم را پوشش دهد حال آنکه واحدهای صنعتی پراکنده امکان مانور بر این بستر را ندارند.
صمت




نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، اقتصاد،
لینک های مرتبط :