تبلیغات
پس از آتش بس - آشوبگری که ناگاه میانجگر میشود!
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 30 مرداد 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

 باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ در یک سخنرانی بسیار مهم در قاهره دربارۀ رابطۀ آمریکا و جهان اسلام، به صورت گذرا به این نکته اشاره کرد: «در میانه جنگ سرد، ایالات متحده در سرنگونی دولت منتخب دموکراتیک در ایران دست داشت.» اشارۀ اوباما به کودتای سال ۱۹۵۳ بود که به سرنگونی محمد مصدق منجر شد و پایه‌های حکومت محمدرضا شاه پهلوی را مستحکم کرد.

اوباما در ادامه به مخاطبینش یادآوری می‌کند که ایران نیز سهم خود را علیه آمریکا به انجام رسانده است. او با اشاره به نقش واشنگتن در کودتا قصد داشت تا به صورت علنی بخشی از تقصیرات در رابطۀ مخدوش میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا را به گردن بگیرد.همان‌گونه که اوباما نیز اشاره کرد، نقش تاریخی آمریکا در کودتای ۱۹۵۳ ایران مشهور است. حتی در فیلم آرگو که جایزۀ اسکار بهترین فیلم را در سال ۲۰۱۳ از آن خود کرد، نشان داده شد که انقلاب اسلامی ایران پاسخی با تاخیر بود به بی‌عدالتی آمریکاییان که ربع قرن پیش اتفاق افتاده بود.

در مواجهه با جمهوری اسلامی، ایالات متحده نقش گناهکاری را دارد کماکان که در صدد جبران خطاهای پیشین است. حتی مادلین آلبرایت وزیر خارجه پیشین آمریکا در سخنانی گفته بود که کودتای 28 مرداد را ما سازماندهی کرده ایم. حالا چرا در این میان عده ای سعی دارند نقش یک آشوبگر و مداخله گر را به نقشی میانجگر تبدیل کنند؟ چرا در داخل عده ای حتی با شعار ناسیونالیسم سعی در پاک کردن چهره مخدوش آمریکا دارند و آنرا اسباب دیپلماسی و صلح میان دو دولت میدانند؟ اینها معتقدند: از زمان آغاز بحران‌ ملی شدن صنعت نفت، هری ترومن رئیس‌جمهور آمریکا در پی فرونشاندن ناآرامی‌ها بود. علی‌رغم روابط نزدیک ایالات متحده آمریکا و بریتانیا، واشنگتن حاضر نشد با لندن همراه شود. ترومن به خودکفایی ایران و منافع ملی این کشور توجه نشان داده بود.آنها نقش آمریکا را واسطه گرانه میدانند.همچنین معتقدند: ترومن چندین نماینده را عازم تهران کرد تا بریتانیایی‌ها را متقاعد کند که تصمیم مجلس مبنی بر ملی شدن نفت را به رسمیت بشناسند و در عین حال به ایرانی‌های فشار بیاورند تا به صورت منصفانه خسارات وارد به بریتانیا را جبران کند.در این فاصله واشنگتن به کمک‌های اقتصادی به ایران که از زمان جنگ آغاز شده بود، ادامه داد تا کمی از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌های بریتانیا کاسته شود. آمریکا، بریتانیا را از بکارگیری نیروی نظامی علیه ایران منصرف کرد، همچنین درخواست لندن برای شرکت در یک عملیات مشترک محرمانه برای سرنگونی مصدق را رد کرد. آنها شکست میانجگری ترومن را در ناسازگاری مصدق با هدف حفظ خودکفایی و غرور ملی میدانند.

جالب است که  روایت کرمیت روزولت در کتاب  «ضد کودتا» رار خودبزرگبینانه میدانند و ادبیات ضد آمریکایی در ایران را پس از انقلاب به واسطه حفط دشمنی با این کشور دانسته اند! و نقش سی آی ای را در کودتا بعید میدانند! این در حالی است که خود آمریکایی ها این موضوع را تایید کرده اند و سرنگونی مصدق را سیاست زمان خود دانسته اند.

با این حال عده ای غرب زده و بی خبر سعی در تحریف تاریخ دارند. صلح و آشتی و رابطه به چه قیمت؟ به قیمت پاک کردن گناهی از چهره یک گناهکار؟ در جایی که خود آنان اصرار دارند که ما بوده ایم که پایه های سلطنت شاه جوان را محکم کرده ایم عده ای عذاب وجدان گرفته اند که تا کی آمریکا بار گناه بر دوش کشد؟ وقت آن است که دست از عذرخواهی بردارد تا خصومت ها کنار گذاشته شود؟ و براستی آیا این توجیهی است برای پاک کردن حافظه تاریخی یک ملت و با کدام شعار؟ ناسیونالیسم؟ منورالفکرانی که میدان را برای یکه تازی آمریکا باز میکنند بدانند تاریخ فراموشکار نیست.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست خارجی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.