درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

این جمله را بسیار شنیده ایم که نفت طلاست یا بلاست و البته هنوز پاسخ صحیحی برای آن داده نشده است.عده ای نفت را در صورتی طلا میدانند که بهره برداری صحیح و سیاستگذاری اصولی راجع به آن گرفته شود. سیاستگذاری امنیت انرژی که دستمایه سوء استفاده دشمنان نشود و تا کار به نزاع کشیده میشود از آن برای تحریم استفاده نشود.آنجا که ابر قدرتان بی توجه به رفاه مردم یک ملت دعواهای سیاسی را اینگونه جبران میکنند.شاید آنگونه که باید باشد هنوز سیاست امنیت انرژی در کشور ما تدوین نشده باشد. بخصوص در طی 8 سال گذشته که انواع فشارهای بین المللی در رابطه با تحریم و نخریدن نفت بر ملت تمام شد که البته با وجود زحمات دولت یازدهم باز هم اثرات آن تا سالها باقی خواهد ماند.بودجه هر سال هم که تدوین میشود بر اساس نرخ چند دلاری نفت میبندند. اصلا اساس ما بر نفت است. نشسته ایم و بر سرش چانه میزنیم.اثری از فعالیت های ثمر بخش دیگر کمتر دیده میشود. اینگونه است که دولتهای نفتی تا ابد باید در حال توسعه باشند و دیوانسلاری نفت رگ و استخوان تمام فعالیت های مملکت باشد.بسیار گفته اند از این بلا یا این طلا دوری کنید که پاشنه آشیلی شده است که هم امنیت را دستخوش مناقشات گوناگون بین المللی میکند و هم نفرینش سیستم سیاستگذاری و سرمایه گذاری یک کشور را در بر میگیرد.

بسیار هم راههای جایگزین پیشنهاد میشود.صادرات،صنایع دستی ،صنعت توریسم و.... البته ناگفته نماند چند سالی که دروازه های مملکت بسته بود و ایران منزوی  با تحریم ها دست و پنجه نرم میکرد سخن گفتن در این مورد بیهوده بود.اما اکنون که نفس های امیدی در دولت کنونی دمیده شده است زمینه برای سرمایه گذاری و توسعه در زمینه های دیگر بیشتر جا باز کرده است.بخصوص سرمایه گذاری در صنعت توریسم و گردشگری که رییس میراث فرهنگی هم به تاکید کردند. محمد علی نجفی چندی پیش بر لزوم توسعه گردشگری و بالا بردن سواد توریسم تاکید کرد. وی با انتقاد از دلالان این عرصه بر لزوم توسعه مدیریت گردشگری در تمام حوزه ها متذکر شده بود. البته گفته های نجفی درباره لغو روادید با کشورها سرو صدای زیادی را ایجاد کرد. با این حال مطرح کردن این موضوع در راستای تضعیف دیکتاتوری نفتی در کشور و باز شدن عرصه های جدید  سرمایه گذاری بسیار ثمر بخش است. اندکی که فکر کنیم خواهیم دید مثلا تایلند یا ترکیه مگر چه چیزی دارند که سالانه این همه ایرانی به آنجا میروند که مثلا اندکی ازاد باشند یا تفریح کنند. ایرانیانی که هنوز کشور خودشان را نمیشناسند. مثلا چه جاذبه ای باعث میشود به آنتالیا بروند. حالا مگر آنتالیا کجاست؟ جایی که دولتش خوب میداند چطور در آنجا سرمایه گذاری کند. به قول رییس میراث فرهنگی و گردشگری میشود مسلمان خوبی بود و البته به ایرانی  بودن خود نیز افتخار کرد. موفقیت در صنعت توریسم و یا به عبارتی دیپلماسی گردشگری نیازمند بازگشت اعتماد به نفس فرهنگی است. ما باید از لاک انزوا در بیاییم. دشمنی و کینه با کشورها را کنار بگذاریم و بدانیم نفت هم روزی به پایان خواهد رسید. اگر امروز گرفتار نفرینش شده ایم فردا و فرداها گرفتار نبودش میشویم.میشود نفت را هم داشت،سیاستگذاری کرد . البته مشکلات صنعت گردشگری در ایران بیش از چیزی است که بتوان برشمرد، از مشکلات فرهنگی گرفته تا اقتصادی و مهم‌تر از همه سیاسی. تحریم‌هایی که از سوی غربی‌ها بر ایران تحمیل شده و ناامنی که در جهان بوق و کرنایش می‌کنند، باعث شده مدت‌های مدید، گردشگرانی که به دنبال جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی و حتی طبیعی بودند، ایران را از لیست سفرهایشان حذف کنند. ولی با این شرایط قدم های روشنی که از سوی دولت یازدهم برداشته شده است راهها را هموار میکند. ما باید در ابتدا به دنبال‌ توسعه ایجابی‌ صنعت‌ گردشگری باشیم، نه آن نوع توسعه که به وسعت و مال‌اندوزی نظر دارد بلکه آن نوع که به اعتلا توجه می‌کند؛ اعتلای فرصت‌های گردشگری و اعتلای ظرفیت‌های اصیل و سرمایه‌های معطل مانده فرهنگی. ما می‌توانیم با اعتلای صنعت‌ گردشگری‌ فرهنگی شیوه‌های نوینی از دیپلماسی گردشگری را اعمال کنیم که ذیل‌ عنوان‌ کلی‌ دیپلماسی‌ فرهنگی سبب‌ معرفی‌ ایران به صفت‌ خوشایند می‌شود؛ آن وجهی که متضمن‌ روحیه مدارا و صفا و صلح‌جوی ایرانی است.

با تذکر‌ این امر به خود و به یکدیگر و به بقیه ناخودآگاه چهره تاریک و مبهم‌ ایران از پس غبار‌ نفرت و تعصب بیرون می‌آید. رونق‌ گردشگری بدین اعتبار نیاز به سرمایه‌گذاری‌های کلان و سرسام‌آور ندارد اما گشاینده مسیر‌ رونق‌ وجوه‌ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که به خودی‌ خود از این پتانسیل بهره‌مند نیستند.مرحله بعد خود مسیر سرمایه گذاری و کسب درآمد را برای کشور به دنبال دارد. جایی که ایجاد شغل، ظرفیت ها و پتانسیل زیادی  را برای ایجاد رفاه بیشتر اجتماعی فراهم میکند. به امید آن روز.





نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ، سیاست داخلی، سیاست خارجی، دولت، امنیت، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات