تبلیغات
پس از آتش بس - پارادوکس نیروی کار ماهر
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 3 دی 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی
تجهیزمنابع انسانی در صنایع کوچک دارای زنجیره‌ای است که اگر یک مهره از آن دچار چالش شود تمامی سیاست‌گذاری‌ها نیز با چالش و نوسان مواجه خواهد شد. کافی است برای اثبات این فرضیه صنعت لوازم خانگی را مثال بزنیم؛ صنعتی که سال‌ها با رکود دست‌وپنجه نرم کرده است و بازار آن مملو از حرفه‌ای‌ها و تازه‌کارانی نیز هست که از دست تقلب‌کاران و زیرپله‌ای‌ها گلایه می‌کنند. در چنین شرایطی کارفرمایان به تعطیلی کارخانه و تعدیل نیروی کار اقدام کرده‌اند. در مقابل، بازار تولیدات آنها با ظهور اجناس بی‌کیفیت مشابه قبضه شده است. حال چطور می‌توان از کارفرمای یک کارخانه ورشکسته یا در شرف تعطیلی انتظار داشت که برای بهبود پایه‌های آموزشی نیروی کار خود برنامه‌ریزی کند؟ اینجاست که می‌بینیم تجهیز نیروی انسانی و آموزش و بروزرسانی آنها در زنجیره‌ای از چالش‌ها گم می‌شود؛ به عبارتی آموزش در چنین شرایطی معنا ندارد.
حالت دیگری نیز می‌توان تصور کرد؛ ممکن است کارخانه در شرایط مطلوب اقتصادی فعالیت کند و باز هم کارفرما نخواهد که نیروی کار خود آموزش‌های مهارتی بیشتر ببینند یا تمایل نداشته باشد که از قوانین کار آگاه شوند. توجیه برخی کارفرمایان این است که اگر قرار باشد تولیدکننده سطح مهارت نیروی کار خود را بالا ببرد همپای آن باید حقوق کارکنان خود را افزایش دهند. این نکته نیز گفته می‌شود که برخی تولیدکنندگان صنایع کوچک حاشیه سود کمی دارند و توانایی ایجاد سیستم‌های آموزش مهارت‌های کار را نخواهد داشت. به عبارتی تمایل دارند نیروی کار در سطحی از آموزش و مهارت باقی بماند و با همان سیستم کار کند، تا اینکه مجبور باشند به دلیل سطح مهارتی بالا، به آنها دستمزد بیشتری بدهند. متاسفانه این قاعده در برخی از کارگاه‌ها و کارخانه‌های کوچک وجود دارد.
در حالت دیگری نیز می‌توان مدیر کارخانه‌ای را دید که خود تحولات صنعت و حرفه خود را نمی‌داند و به همان سبک و سیاق پیشین عمل می‌کند تا جایی که تمایل دارد سیستم استاد- شاگردی همچنان باپرجا بماند. این کارفرمایان معتقدند آنهایی که در دانشگاه درس خوانده‌اند به درد صنعت نمی‌خوردند.
 حال اگر مجموعه‌ای از این باورها را کنار همدیگر بگذاریم خواهیم دید فرضیه نخست ما صحیح است و چندان دور از ذهن نیست. ازاین‌رو اگر قرار است مدام از لزوم بالا رفتن سطح مهارت کارکنان صنعتی سخن گفته شود باید مهره‌های نخستین تجهیز منابع انسانی اصلاح شود. به عبارتی باید آموزش از مدیران آغاز شود و به سطح کارکنان برسد. در کنار آن نیز باید چرخ‌های رشد و رونق اقتصادی اندکی به تحرک بیفتند.
صمت




نوع مطلب :
برچسب ها : اقتصاد،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر