تبلیغات
پس از آتش بس - محرومیت از نگاه سرمایه‌گذاری
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به تصاویری که گاهی از دریچه خبرگزاری‌ها و برخی سایت‌ها درباره محرومیت و توسعه‌نیافتگی یا فقر مردمی در یک منطقه منتشر می‌شود، دقت کنید.خانمی با لباس‌های محلی که در حال دوشیدن شیر بز است یا کودکی که با ظرفی از جوی آب برمی‌دارد. بچه‌هایی که خاک بازی می‌کنند. این عکس‌ها را بیشتر با پس‌زمینه سیاه و سفید می‌بینید؛ عکس‌هایی که زیر آن پیام‌های دلسوزانه زیاد نوشته شده است. اما درواقع این عکس‌ها نشان محرومیت نیست؛ باید بدانیم که همیشه مقوله فقر و محرومیت نسبی و در دیدگاه همگان متفاوت است. آن هنگام معنای واقعی فقر حتی از نوع مادی آن معلوم می‌شود که درک مخاطب برای لمس آن سنجیده شود به این معنی که اگر به عنوان مخاطب به آن مناطق به اصطلاح توسعه‌نیافته بروید، شاید مردمان آن از زندگی خود گلایه نکنند و حتی دوشیدن بز و آب آوردن از سر جوی را جزو زندگی روزمره خود بدانند که بسیار هم لذت‌بخش است. اما از دید یک تهران‌نشین شاید اوج فاجعه باشد از این‌رو نمی‌توانیم بگوییم مناطقی محروم یا توسعه‌نیافته‌اند یا در آنجا قابلیت بروز و ظهور خلاقیت یا بستر سرمایه‌گذاری فراهم نیست بلکه می‌توان در نگاه کلی‌تر این‌گونه گفت که محرومیت یا توسعه‌یافتگی نسبی است؛ نه تهران شهر اول ایران است و نه جنوب کرمان جای زندگی نیست بلکه این نگاه غلطی است که سال‌هاست بر گستره اقتصادی کشور حاکم شده که جایگاه نخست سرمایه‌گذار و فعالیت، کلانشهرها است. نگاهی چندین‌ساله که قدمت آن از عمر جمهوری اسلامی نیز فراتر می‌رود. به عبارتی، تمامی مناطق کشور ما زمینه برای رونق و تولید دارند و دیدگاه‌های کلان تعیین می‌کند که کدام مناطق را باید آباد کرد و کدام را باید توسعه‌نیافته گذاشت؟ چه کسی می‌تواند بگوید که خرمشهر نباید توسعه یابد و چه کسی کلانشهر اراک را تنها برای صنعتی شدن کافی می‌داند؟ حال اگر این دیدگاه کلی در نگاه سرمایه‌داران نیز تعریف شود آن زمان مشخص است که چه مناطقی برای سرمایه‌گذاری آنها انتخاب می‌شود. البته صحیح است که باید زیرساخت‌هایی همچون آب، برق و مخابرات در یک منطقه برای توسعه‌یافتگی وجود داشته باشد اما نمی‌توان تعیین کرد که یک منطقه تا مدت‌ها نباید آب، برق، گاز و تلفن داشته باشد، برای اینکه محروم است.

نکته دیگر اینکه عبارت مناطق محروم یا کمتر توسعه‌یافته بار روانی ایجاد می‌کند که در قالب آن هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نباشد در آن مناطق حضور یابد، مگر با شرایطی ویژه. در صورتی که اگر حداقل‌هایی از زیرساخت‌هایی مانند برق و گاز و حمل‌ونقل در این مناطق فراهم شود نوع نگاه به این مناطق عوض می‌شود. به عبارتی، دولت باید در نگاه آمایش سرزمینی امکانات متعارف را در همه مناطق گسترده کند. حداقل امکاناتی که نتوان گفت یک منطقه محروم است. از این‌رو، دولت است که باید نقشه این مناطق را به نحوی گسترش دهد که لفظ محرومیت برای آنها به کار نرود. به عبارتی، فرهنگ لغت توسعه‌یافتگی باید به نحوی چیده شود که به هر روستا یا شهرستان کوچکی توسعه‌نیافته گفته نشود بلکه به موازات گستره یک منطقه می‌توان صنعت متناسب با آن را نیز ایجاد کرد اما همواره این ریسک سرمایه‌گذاری از جانب کارآفرینان و سرمایه‌گذاران نمی‌شود؛ چراکه به باور آنها، سرمایه گستره بزرگ می‌خواهد و دیگر هیچ.

این از نگاهی نشأت می‌گیرد که محرومیت مطلق است و حد فاصل توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی وجود ندارد. از این رو در کنار مشوق‌های حمایتی برای سرمایه‌گذاری باید نوع نگاه به توسعه نیز در کشور اصلاح شود.

باور کنیم که هیچ شهرستان یا روستایی قرار نیست تا عاقبت در چیدمان نامناسب امکانات توسعه‌نیافته یا محروم مطلق بماند و هیچ شهری نیز قرار نیست از فرط هجوم سرمایه‌گذاران یا تاجران منفجر شود. اشتباه کلی نیز در این زمینه این است که همه می‌خواهند در مناطق بزرگ سرمایه‌گذاری کنند که در چشم مسئولان دیده شود.

طبیعی است که شهرستانی کوچک در لابه‌لای این همه شهر توسعه‌یافته گم می‌شود. شاید هم اگر یک سرمایه‌دار در شهرستانی کوچک شروع به فعالیت کند کم‌کم به مدد رسانه‌ها باید با مسئولان ارتباط برقرار کند و آن زمان است که دیگر سرمایه‌دار نیست بلکه می‌شود نیروی کارآفرین و جهادی! این اشتباهی است که در فرهنگ سرمایه‌گذاری در مناطق مختلف کشور وجود دارد و باید در کنار دادن مشوق‌های نقدی به سرمایه‌گذاران، به فرهنگ سرمایه‌گذاری نیز توجه شود.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.