تبلیغات
پس از آتش بس - غیرمجاز یا از سر ناچاری؟!
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 22 خرداد 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

تابستان سال گذشته بود که زمزمه‌های بستن چاه‌های غیرمجاز کشاورزی بیشتر به گوش رسید؛ چاه‌هایی که ارمغان دوران بیکاری و خشکسالی بود. کشاورزان خرده‌پا و خرده‌مالکی که تنها دلخوشی آنها برای اشتغال ایجاد و حفر چاهی بود که زمین زراعی خود را نگه دارند.

 

پای صحبت بسیاری از این کشاورزان که می‌نشینیم نه توانایی برقی کردن این چاه‌ها را دارند، که مجبور هستند برای کشیدن آب از این چاه‌ها از تراکتور و سوخت گازوییلی استفاده کنند که برای آنها کم‌هزینه نیست. با خودشان فکر می‌کنند که اگر این نقطه امید آنها نیز بسته شود از چه طریقی کشت کنند و روزی در بیاورند. این نکته نهفته‌ای در میان تمام آمارهای انسداد چاه‌های غیرمجاز کشاورزی است که به درستی مشخص نیست چه کسی مسئول آن است. البته خود این کشاورزان خرده‌مالک نیز اعتقاد دارند که حفر چاه‌های زیاد، سفره‌های آب زیرزمینی را خشکانده و حتی رودخانه‌های اصلی در حوالی آنها را بی‌آب کرده اما چه کنند؛ از چه طریقی امکان کشت داشته باشند... با خود فکر می‌کنند که مهاجرت به تهران و دستفروشی و کارگری بهتر است یا سر زمین خود ماندن؟ به راستی در طرح احیای منابع آبی زیرزمینی چرا سخن از این کشاورزان خرده‌مالک گفته نمی‌شود؟ شاید از آسمان نیز باران نیامد و زمینه کشت دیم فراهم نباشد آن زمان چه کنند؟ باید بپذیریم که این چاه‌های غیرمجاز از سر ناچاری و زمانی که حتی دولت نمی‌دانست در روستاهای آنها را آب خوردن وجود ندارد حفر شده‌اند. آنها برای بقا و زندگی مجبور به ارتباط بیشتر با طبیعت شده‌اند حالا بماند چاه‌هایی که برخی برای پر کردن استخر تفریحی خود حفر کرده‌اند. اما در اعلام ارقام و آمار بستن چاه‌های غیرمجاز چرا تفاوتی بین آنها دیده نمی‌شود؟ آیا بدون بررسی سطح معیشت کشاورزان خرده‌پا اقدام به بستن چاه‌ها تنها کلید روزی آنها می‌شود؟ در حسن اقدام مدیریتی وزارت نیرو هیچ شکی نیست اما باید مشخص شود که چاه کشاورزی چه قشر افرادی بسته می‌شود؛ نباید به تناسب اینکه می‌خواهیم مدیریت منابع آبی زیرزمینی داشته باشیم حق حیات و زندگی و درآمد را در روی زمین از عده‌ای بگیریم. نکته مدیریتی این است که اگر قرار است چاه‌های کشاورزی صنعتی و برقی شوند چه کسی هزینه آن را تقبل می‌کند؟ آیا وزارت جهاد کشاورزی هزینه‌ها را می‌پذیرد؟ آیا مانند قدیم باید یک چاه مرکزی کشاورزی حفر شود؛ در این صورت هزینه سوخت برای بالا کشیدن آب را از چاه کدام سازمان قبول می‌کند؟ نکته‌ای که باید در طرح تعادل بخشی به آب‌های زیرزمینی لحاظ شود یا حداقل سازمانی مسئولیت آن را برعهده بگیرد. چراکه ممکن است تعادل زندگی کشاورزان خرده‌مالک در اثر تعادل‌بخشی به آب‌های زیرزمینی به هم بخورد. از این‌رو مدیریت منابع آب هم یک واجب حیاتی است و هم برای مسئولان، مسئولیت‌های زیادی ایجاد می‌کند. به علاوه اینکه مدیریت منابع آب تنها جانب کشاورزی را نمی‌گیرد. کدام هزینه قابل بررسی می‌تواند لوله‌های انتقال آب در دشت‌ها را تجهیز و تعمیر کند؟ چرا به جای بستن چاه‌های غیرمجاز روی بارانی کردن شیوه آبیاری تاکید نمی‌شود یا چرا چاه‌های خاکی که کشاورزان حفر کرده‌اند شناسایی و برای سیمانی شدن آنها اقدامی نمی‌شود؟ چرا برای یکپارچه‌سازی مزارع و تسریع روند آب‌رسانی حرکت محسوسی انجام نمی‌شود. اینها همه مواردی است که می‌تواند به طرح تعادل‌بخشی آب‌های زیرزمینی کمک کند.

*  این مطب در صمت





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، اقتصاد،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.