تبلیغات
پس از آتش بس - ضربه ای که نوکیسگان به اقتصاد می زنند
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

عبارت آقازده را زیاد شنیده ایم. هر چند وقت یکبار هم در رسانه ها یا فضای مجازی یک آقا زاده  یا این روزها خانم زاده بولد می شود. این پدیده جدیدی نیست. با این حال روز به روز دامنه آن بیشتر می شود؛ چرا که اکثریت جامعه ما جوان است و طبیعتا لازم نیست حتما پسر یا دختر فلان شخص باشند. همین که اتومبیل خارجی سوار شوند و دست به قراردادهای کلان و جابه جایی پول بزنند و شمایل پولدارها را دربیاورند همین قدر کافی است که به این ها آقازاده بگویند یا نوکیسه. آن هم در جامعه ای که به دست آوردن پول و جایگاه شغلی بسیار سخت شده است. عده ای با اشاره ای به درآمدهای کلان دست پیدا می کنند. این نوکیسگی به اعتقاد صاحبنظران نه تنها به باروهای دینی و اخلاقی ما ضربه می زند که باعث رشد مصرف گرایی و به باوری مصرف زدگی هم شده است. گاه و بیگاه شکاف اجتماعی هم در این راستا بیشتر می شود؛ چرا که نوکیسگی به معضل حذف طبقه متوسط از جامعه دامن می زند. از لحظه ای که طبقه متوسط روبه انحلال رود  ناگاه فقط دو طبقه پایین و  بالا یعنی ثروتمند و فقیر باقی می مانند که در این میان فقرا ثروتمندان را مذمت می کنند و این امر باعث می شود که انباشت ثروت در جامعه  فعلی حرام شود. همان طور که اینک اگر کسی در جامعه ما تلاش کند و به درآمد بالایی دست یابد گفته می شود که دزدی کرده و مال فقرا را خورده است. این باور آنقدر نهادینه شده که آنهایی که ثروتمند و سرمایه دار هستند سعی می کنند ریا کنند و خود را به طبقه فقیر در ظاهر نزدیک کنند که البته بیشتر در میان سیاسیون جای دارد. عده ای هم که پوپولیست نیستند سکوت می کنند. در این میان نوکیسگان تمام باورهای خلقی و اقتصادی و ارزشی را زیر سوال می برند. چون نه محافظه کاری ثروتمندان سنتی را دارند و مثل سرمایه داران حاذق هستند. این در حالی است که سیستم مالیات برای اینها لحاظ نمی شود و عموما از دست مالیات دادن هم فرار می کنند. از رشد شبکه های فساد که بگذریم این عدم کارایی دولت در گرفتن مالیات از این طبقه باعث می شود که سیاست های بازتوزیع درآمد در جامعه ابتر بماند. از طرف دیگر این دسته افراد سبک زندگی اصیل را هم به بازی می گیرند؛ چرا که نمای زشتی در جامعه به وجود می آورند که به مدد جیب پدر است یا مادر یا اینکه آنقدر بادآورده است که با یک سیاست نادرست به باد می رود. از طرف دیگر طبقه نوکیسه در میان طبقه فقیر و ثروتمند گونه ای شکاف به وجود آورده که خواه ناخواه ماهیت فعالیت اقتصادی در این میان اشتباه تعریف می شود. به عبارتی در چنین جامعه ای بخش متوسط سرمایه دار و بخش خصوصی نمی تواند رشد کند؛ چرا که  هر حرکت اقتصادی فعل دزدی و غارتگری برای آن تعریف می شود. در چنین جامعه ای مردم به حرکت های اقتصادی دولت هم اعتمادی ندارند و دستگاه دولتی فقط در پی بگیر و ببند مفسدان اقتصادی است. مشکل هم از آنجا شروع می شود که جامعه ای که اکثر آن جوان است باید مواظب باشد که جوانان را چگونه هدایت می کند. در هر صورت از طبقه فقیر که بگذیم نوکیسگان هم وجهه سرمایه داران را خراب می کنند و هم اعتماد عمومی به مولفه های اقتصادی را.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : اقتصاد، فقر،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.