تبلیغات
پس از آتش بس
 
درباره وبلاگ


پس از آتش بس، وبلاگ صفیه رضایی؛
کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، نویسنده و روزنامه نگار است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پس از آتش بس
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 11 خرداد 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی
بر اساس آمار اعلامی بانک مرکزی در اسفندماه سال 92، 18 درصد از سرانه مصرف صنایع غذایی کشور کاسته شده که این رقم در صنایع شیر با سقوط 42 درصدی همراه است.بر اساس آمار مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی نیز، 2.2 میلیون نفر در کشور به‌دلیل مشکلات تغذیه‌ای به پوکی استخوان دچارند که در صورت ادامه این روند در سال 2050 این رقم به پنج میلیون و 600 هزار نفر افزایش می‌یابد.از طرفی 800 هزار کودک در کشور دچار فقر غذایی، لاغری مفرط و کوتاهی قد هستند و 11 درصد زنان باردار سوء تغذیه دارند و در کل، سه درصد جامعه از فقر غذایی رنج می برند. این آمار را مطالعه می‌کنیم به یاد شعارهایی از جنس امنیت و غذا و حمایت و کنترل قیمت هم می افتیم. حالا چقدر در صحت وسقم این وعده ها عمیق بشویم مهم نیست؛ مهم شرایطی است که وجود دارد،گاودارانی که از افزایش نهاده های دامی گله مندند و خواهان افزایش یارانه دولت هستند. کارخانجات مواد لبنی که با افزایش قیمت ها خود را در رکود می‌بینند. مردمی که از افزایش شیر و لبنیات  ناراضیند و آبی که در مدارس به اسم شیر به خورد دانش آموزان می رفت. و....حالا بگذریم از اینکه  صنعت شیر ایران توانایی رقابت با برندهای بزرگ دنیا را دارد، و قبل از شیرینی و شکلات به نخستین صادرکننده صنایع غذایی تبدیل شده است. در این میان باز هم پیدا کنید پرتقال فروش را؟!




نوع مطلب :
برچسب ها : فقر، دولت، سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 خرداد 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

در یک فیلم مستند که در سینماهای آمریکای شمالی اکران شد، صنایع غذایی آمریکا مسئول اصلی معضل چاقی مفرط در میان آمریکایی‌ها معرفی شده است. در این مستند 90 دقیقه‌ای، شرکت‌های بزرگ مواد غذایی آمریکا به وابسته کردن مردم به مواد قندی متهم و تاکید شده است آمریکایی‌ها هرگز ورزش نمی‌کنند و نمی‌کوشند مواد غذایی کم کالری مصرف کنند و دو سوم آنها اضافه وزن دارند.

در این مستند هشدار داده شده است که نسل جدید آمریکایی‌ها طول عمری کمتر از والدینشان خواهند داشت.

این مستند با این حال تاکید دارد مسئولان بهداشتی آمریکا به اشتباه ورزش نکردن را عامل اصلی چاقی مفرط مردم می‌دانند در حالی که علت اصلی آن استفاده بی رویه شکر و مواد قندی است.

جالب است که این مستند جرات اکران را داشته است یا اینکه شرکت‌ها و موسسات صنایع غذایی آمریکا خیلی با ظرفیت بوده‌اند که لابد شکایت تخریبی نداشته‌اند. با این حال چه کسی جرات می‌کند در ایران خودمان از ماست و بستنی آغشته به روغن پالی شکایت آنهم به صورت مستند و فیلم کند. یا مثلا صدا وسیما را در یک فیلم واقعی و مستند بخاطر تبلیغ چیپس و پفک و هزاران ماده غذایی مضر دیگر به بوته نقد و انتقاد کشد.

هر چه باشد ما هم به نوعی متهیم.........





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، دولت،
لینک های مرتبط :


ریچارد فرای، ایران‌شناس آمریکایی چندی پیش فوت کرد و بر اساس وصیت وی، مساله تدفین او در ایران مطرح شد. وصیت فرای واکنش­های زیادی را در پی داشت که البته هنوز هم ادامه دارد. ابتدا چند‌تن از نمایندگان مجلس هشدار دادند که دفن فرای موجب نارضایتی مردم خواهد شد. عده‌ای نیز در بیانیه‌ای اعلام کردند که در صورت دفن وی در اصفهان با جسد وی چه‌ها که نخواهند کرد. در این میان عده‌ای به حمایت از دفن فرای برخاستند. یکی از فقهای نظام اظهار کرد که فرای شفاها او را وصی خود برای دفن جنازه‌اش در اصفهان قرار‌داده و او پس از مرگ فرای نظر رهبری را جویا شده است. پس از آن نیز وزیر ارشاد این موضوع را به‌عهده دولت ندانسته و اظهار کرده که وصیت فرای با دولت نیست .اخیرا هم رییس شورای اسلامی شهر آران و بیدگل پیشنهاد داده بود به جای اصفهان، فرای در آن شهر دفن شود و.....

 حالا در این میان آن چیز که به نظر می‌آید این موضوع است که آیا مرگ و وصیت فرای برای ما مسئله است یا اینکه ما دنبال مسئله‌سازی هستیم؟ به این موضوع هم کاری نداریم که فرای باید دفن شود یا نشود. اصلا فرض بگیریم به جای فرای یک انسان دیگر از جنس آمریکایی و البته دارای خدمات زیاد به ایران و ایرانی این وصیت را کرده بود؛ باز چه می‌شد؟ باز هم قرار بود جسدش بر روی زمین بماند. به‌نظر می‌رسد آن چیز که در این مسئله‌سازی ما مبهم و تعریف‌نشده باقی مانده است‌، بستری ذهنی، سیاسی با پس‌زمینه فرهنگی و با رنگی از جنس تنفر و ترحم باشد. سال‌های طولانی قطع رابطه با آمریکا و تبلیغ جملات ضد‌استعماری و       ضد‌استثماری و هزاران مرگ بر آمریکا گفتن حالا در یک رویداد خلاصه شد. اصلا قرار است این احساسات در هر رویداد این‌چنینی یا هر موضوعی که جنس آمریکایی داشته باشد و یا پای یک آمریکایی در میان باشد رخ دهد. به تعبیری می‌توان گفت این مقوله جزء هویت سیاسی ما شده است. مثل مقوله انرژی      هسته‌ای. این هم بستری از هویت سیاسی یک ملت است که خواه ناخواه تعصبات فرهنگی ما را هم تحریک می‌کند. البته ما به این موضوع کاری نداریم که فرای باید در ایران دفن شود یا نه، و یا اینکه از جناح خاصی حمایت شود. حکایت بر سر یک‌سو‌گیری از جنس ملی است. به واقع هنوز رابطه ما با ابرقدرتی چون آمریکا حل و فصل نشده است که ما بخواهیم یا نخواهیم شهروند آمریکایی را حالا به  هر‌عنوانی با پیشوند ایرانی در ذهن تاریخی یک ملت جا دهیم. اینجاست که به این سوال پاسخ داده می‌شود که مرگ و وصیت فرای مسئله نیست، مسئله‌سازی هم نیست‌. بلکه موضوعی حل ناشده و یک معادله فرهنگی است. در جواب آنانی که مخالف دفن فرای در اصفهان هستند باید گفت: مخالفت شما کاملا اصولی است. اصلا شما درست می‌گویید. ولی‌ چرا یک مرده را دستاویزی برای پیش‌کشیدن مسائل سیاست خارجی و انگ‌زدن به دولت می‌کنید؟ فرای در دولت قبل مورد تقدیر احمدی‌نژاد قرار گرفته بود، آن زمان جاسوس هم نبود. یک ایران‌دوست و ایران‌شناش بود. این موضوع ربطی به مناسبات سیاسی دولت یازدهم با آمریکا ندارد. جنگ بر سر این مسئله فقط تصویر زشتی از ایران و ایرانی را در دید جهانیان به‌جا می‌گذارد. چرا باید ما را با   تکفیری‌های افراطی سوریه مقایسه کنند؟ اندکی از مواضع سیاسی کوتاه آمدن بهتر است یا برچسب افراطی و لاغیر را خوردن. چرا باید عکس‌های اعتراضی شما را با عکس‌های نبش قبر یک کشیش که توسط تکفیری‌های افراطی در سوریه صورت گرفته است در شبکه‌های اجتماعی مقایسه کنند. اصلا در نظر بگیرید این آمریکایی ایران‌شناس مهمان ماست. اندکی    صلح‌دوست باشید و مهمان‌نواز و با یک جنازه دعوای سیاسی نکنید.

اما چند جمله‌ای صحبت با موافقان دفن فرای هم بد نیست؛ صلح‌دوست بودن خیلی خوب است. آن هم اگر در‌‌ راستای تعمیر یک رابطه باشد. ولی نباید این صلح‌دوستی به قیمت توهین به پایه‌های فرهنگی و سیاسی ما باشد. اصلا تیتر اول کردن مرگ فرای و خود را به آب و آتش زدن برای انجام وصیت وی و فحش و ناسزا به هموطنانی که آنها هم دلایل خاص خود را برای مخالفت با این وصیت دارند از سیاه‌پوشی برای دشمن کم نیست. با این حال باید این تفکر که ما پاک هستیم و مطهر و هر که غیرمسلمان نجس، از ذهن‌ها برود. اصلا لازم است کمی در باورهای فرهنگی و سیاسی ما صافی گذاشته شود.

ماجرای دفن فرای فقط یک گوشه از خواستن و نخواستن بر سر هویت سیاسی و فرهنگی ریشه کرده‌ در اذهان ما بود. اینکه عده‌ای از این موضوع حمایت کردند نه به منزله غرب‌زدگی و سرسپردگی است. همچنین مخالفت عده‌ای دیگر هم به‌منزله شتابزدگی در تعصاب سیاسی نیست. هر دسته دلایلی دارند و البته هر‌کدام زیاده‌روی کردند. خدا آقای فرای را هم رحمت کند. ولی خب حتما ایشان در زمان حیاتش آن‌قدر مورد لطف ایرانی‌ها قرار گرفته است که همچنین وصیتی می‌کند. وگرنه به مشتی خاکستر از جنازه‌اش که در زاینده‌رود ریخته شود کفایت می‌کرد.

ما معتقدیم ایشان نه کافر بودند و نه نجس، هر کجا دفن شوند حتی اگر در آمریکا! مهم این است که ریچارد فرای یک ایران‌شناس بود. حتی اگر در آمریکا هم دفن شود باز سرافرازی برای تاریخ و تمدن ماست. باشد که از این پس آرامش سیاسی کشور را با این بحث‌ها و دعواها به هم نزنیم.

* این مطلب در ماهنامه گزارش به چاپ رسیده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، سیاست خارجی، فرهنگ،
لینک های مرتبط :


روز دوشنبه اول اردیبهشت ماه دکتر حسن روحانی در نشستی با وزیر، معاونین و مدیران ارشد وزارت جهاد کشاورزی در ساختمان استقراضی وزارتخانه بر ضرورت اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی و تحول چشمگیر در بخش کشاورزی و ایجاد امنیت غذایی تاکید کرد. وی  افزایش ضریب خوداتکایی در محصولات کشاورزی و دستیابی مجدد به 82 درصد از کالری مورد نیاز در تولیدات داخلی را خواستار شد و ارائه برنامه دقیق عملیاتی برای محصولات مختلف را وظیفه وزارت جهاد کشاورزی دانست. همچنین رییس جمهور توجه جدی به افزایش بهره‌وری در آب و خاک را راه اصلی افزایش تولید و صادرات محصولات کشاورزی برشمرد و حراست و استحصال آب‌های کشور را از سیاست‌های اصلی دولت تدبیر و امید دانست.

در زمینه این دیدار بد نیست حاشیه نگاری کوچکی هم داشته باشیم. شاید این نقد جدا از گفت و شنودهای دولتی به چشم بیاید و راهگشا شود. اول اینکه، ای کاش آقای رییس جمهور این دیدار را فقط به سطح دولتمردان خلاصه نمیکردند. ای کاش در این جلسه تعدادی از نمایندگان کشاورزان و دامداران و تشکلها به عنوان کسانی که دغدغه مندتر و زجر کشیده تر هستند نیز حضور داشتند؛دوم، تاکید بر خودکفایی و بالا بردن سطح امنیت غذایی خوب و بجاست. اما کشاورزان توقع بیشتری از دولت دارند که فقط در سطح کلمات و کاغذ و قلم نمیگنجد.چرا که با افزایش سوخت و حامل های انرژی و از طرفی تاکید دولت بر عدم افزایش قیمت مواد غذایی این مهم بیشتر جلوه گر میشود که یارانه ی  تولید به این حوزه تعلق بگیرد. آن هم نه در  شعار و به صورت وعده بلکه در عمل و به صورت قانون ؛ مگر نه این است که غذای مردم را این قشر تامین میکنند.حالا چه کس نیازهای آنان را برآورده میسازد. سوم،جا دارد جناب رییس جمهور در لابه لای بیان محورهایی برای توسعه کشاورزی چون: تحول،اقتصاد مقاومتی ، خوداتکایی و ...به مقوله آمایش سرزمین هم توجه کنند.کشاورزانی هستند که کارشان از تولید محصول و فروش گذشته است و فقط به ارتزاق و مایحتاج خود فکر میکنند. آیا صحیح است با عدم حمایت از این کشاورزان و دامپروان خرده پا زمینه مهاجرت و جابه جایی آنها به سوی  شهرک­ها و هزار و یک مشکل دیگر هموار شود؟ آیا کشاورز فقر امکان تولید ملی دارد؟ چهارم، برنامه محوری باید سرفصل حرکت ها و جهت گیری های توسعه ای کشاورزی باشد. رسیدن به سطح قابل قبول امنیت غذایی سطح قابل قبولی از امنیت اجتماعی و شغلی برای کشاورزان را می­طلبد. توجه به بعد سلامت روستاییان و عشایر،جلوگیری از واردات بی رویه و نابجا در راستای حمایت از تولید داخل،خرید محصول تولیدی کشاورزان و بازپرداخت به موقع پول آنان ،جدا از ایجاد انگیزه شغلی به همان توسعه و تحولی که دولت مدنظر دارد هم منتهی خواهد شد. دیگر عمر دولتی که تنها طرح می­نوشت و به اسم تحول به خورد ملت می­داد، تمام شده است. مردم دولت بخشنامه ای نمیخواهند.

*این مطلب در ماهنامه دام،کشت وصنعت منتشر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، حسن روحانی، امنیت،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

حکایت تبلیغات و صدا وسیما حکایت جدیدی نیست. براساس آماری که بیان شده نرخ تبلیغات در صدا وسیما از  شبکه های پر بیننده اروپایی هم بیشتر است. این نرخ آگهی ها هیچ تناسبی با وضعیت اقتصادی کشور ندارد. مگر نه این است که تریبون ملت باید جوابگوی نیازهای آن باشد. نه اینکه اعتبار و ارزش رسانه ای خود را در حد شبکه های خرد ماهواره ای پایین بیاورد.جالب است که از یک سو اعلام می شود که صدا و سیما با مشکل کمبود بودجه مواجه است و از سوی دیگر نرخ تبلیغات در صدا و سیما به شکل سرسام‌آوری بالا رفته که این یک تناقض محسوب می‌شود. چطور می‌شود تشکیلاتی اعلام می‌کند زیان‌ده است اما در همان حال نرخ خدماتش را بالا می‌برد. نرخ تبلیغات در صدا و سیما به حدی بالاست که بسیاری از صنایع کشور ظرفیت تبلیغات را در صدا و سیما پیدا نمی‌کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها : فرهنگ، سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


انگار تکاپو برای افزایش جمعیت فقط مربوط کشور ما نیست. ژاپنی ها هم دست به کار شدند. حالا با چند تفاوت.. مسئولان عزیز ما بروکراسی را عریض و طویل میکنند،  آنها در افراد  ایجاد انگیزه میکنند. در مملکت ما وزارتخانه ازدواج ایجاد میکنند،دولت را بزرگتر میکنند،کارگروه تشکیل میدهند و چای مینوشند،جلسات آسیب شناسی میگذراند و باز هم دورهم طرح وقانون و قاعده مینویسند و باز هم... غافل از اینکه تشویق جوانان برای ازدواج از این مسیر میسر نیست. درست است که وزاتخانه ازدواج هنوز در مرحله طرح بسر میبرد ولی حتی طرح آن هم به عنوان راه حل مشکل ازدواج و در نهایت مشکلات جمعیتی بسیار جای تامل دارد....

در این میان ژاپنی ها جشن همسریابی میگیرند. در جشن های همسریابی که توسط مقامات محلی شهرهای مختلف ژاپن برگزار می شود، دختران و پسران جوان در یک فضای آرامش بخش و دوستانه با یکدیگر آشنا می شوند. برگزاری چنین آیین هایی در مناطق مختلف از جمله منطقه روستایی «کوچی» که درحدود 500 مایلی غرب توکیو واقع است رواج زیادی یافته است.مسئولین محلی روستای کوچی هر از چند گاهی در کافه های این روستا جوانان را به صرف کیک و قهوه دعوت می کنند و با پخش موسیقی ملایم سعی می کنند زمینه را برای شناسایی همسر مناسب برای هر یک از جوانان و تشویق آنها به ازدواج فراهم کنند.(در این مراسم یک دختر و پسر جوان روبه روی هم می نشینند و سئوالاتی در زمینه علایق و ویژگی های شخصی از هم می پرسند تا به این ترتیب فردی را که بیشترین شباهت با آنها دارد شناسایی کنند)

حالا خودتان قضاوت کنید.....





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، دولت،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

سال 93 که آغاز شد هیاهوی اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها هم گرمتر شد.از قبل از تصمیم گیری های دولت عده ای بر لزوم انصراف کسانی که نیاز به یارانه ندارند تاکید کردند.عده ای هم بر کناره گیری گیری دولت از این تصمیم تاکید دارند.اصلا دولت سرزنش میشود که چرا این طرح آغاز شده و انتظار میرود که  روحانی این غائله را تمام کند. کسری بودجه،تورم و رشد اقتصادی پایین دلایلی است که کارشناسان پیرو این نظر ارائه میدهند.حالا با  تمام این تفاسیر قرار است که دولت یازدهم با اندکی دخل و تصرف این پروژه احمدی نژادی را ادامه دهد. با این تفاوت که دیگر  قرار نیست بدون برنامه فقط پول داده شود.شاید پایه اصلی را خود رییس جمهور گذاشت. آن وقت که وی از دریافت یارانه انصراف داد.این موج هم بعد از آن زمان راه افتاد و اشخاص،ارگانها و سازمانهایی مروج این حرکت شدند. حالا براستی چه کسانی قرار است از دریافت یارانه انصراف دهند؟ و آیا با انصراف از یارانه قرار است چه مشکلاتی حل شود؟در زمانی که دولت افزایش حامل های انرژی را اعلام کرده است.این تصمیمات دولت به واقع عده ای را از انصراف یارانه منصرف میکند. چرا اگر این افزایش قیمت ها در دستورکار دولت قرار نمیگرفت شاید عده ای طبقه متوسط جامعه حاضر به انجام اینکار میشدند.ولی هم اکنون شاهد این هستیم که طبقه متوسط جامعه هم فقیر و فقیرتر شده اند.یعنی خواه ناخواه مردم تشنه آبی شده اند که قرار نیست دهانی ازآنها تر کند. حالا کجای این تصمیم بد بوده و خوب تفاسیر زیاد است. اینکه قرار است دوباره فاز دوم هدفمندی به مانند فاز اول تکرار اشتباهات احمدی نژاد باشد و  اینکه قرار است دولت کسری بودجه را چگونه برطرف کند اینها همه سوالاتی پر پاسخ است بر این ادعا که در پایان فاز دوم هدفمندی باز هم قرار است شاهد رشد منفی اقتصادی باشیم.در هر صورت اینگونه به نظر میرسد که عاقبت تمامی کمپین ها و محفل ها و شعارهای انصراف از یارانه بازخورد منفی باشد در افکار عمومی که حالا قرار است دولت با این انصرافی ها و پول ها چه کند. اصلا موج چندم گرانی که در راه است چه کسی را راضی نگه میدارد که مثلا با خیال راحت برای پول اعانه ای دولت ثبت نام نکنند...

در مجموع:

هدفمندی یارانه ها  از ابتدا شمشیری دو لبه بود؛ زیرا از طرفی می‌تواند به برخی از گروه‌ها لطمه زند در حالی که گروه‌های دیگر را یاری رساند. انتقال پول به طبقات محروم که باعث بالا رفتن هزینه‌های مصرفی آن‌ها می‌شود به افزایش درآمد ثروتمندان تمایل دارد تا به افزایش درآمد عوامل تولیدی که در دست محرومان است. به عنوان مثال در صورت انتقال درآمدی به تقاضای قشر محروم‌تر برای مواد غذایی و در نتیجه اجاره بالا‌تر برای زمین‌های در تملک ثروتمندان و کاهش تقاضای ثروتمندان برای خدمات شخصی _که توسط نیروی کار محروم تامین می‌گردد_این امر به فقیر‌تر شدن قشر محروم منتهی می‌شود. البته این نتیجه تا حدود زیادی به توزیع ثابت و نابرابر درآمد دولت در میان گروه‌های مختلف درآمدی بستگی دارد. در این صورت می‌توان گفت هر چند دولت ابزار با دوامی برای توزیع عادلانه ونیز حسابرسی بر مازاد درآمدی خود را بدست گیرد باز هم نمی‌تواند یک استراتژی توسعه عادلانه را دنبال کند. درواقع توزیع مجدد کلی درآمد‌ها اگر قرار باشد با توفیق همراه باشد این امر به طور حتم باید بسرعت انجام شود. به عبارت دیگر اصلاح طلبی خزنده محکوم به شکست است. اگر توزیع گسترده درآمد در خلال دوره کوتاهی به اجرا گذاشته شود البته حالت عدم تعادلی در ساختارها پدید خواهد آورد. به طور اخص الگویی از تقاضا که در کوتاه مدت ایجاد می‌شود با الگوی تولیدهماهنگی ندارد. در نتیجه قیمت نسبی کالاهای مورد تقاضای طبقه محروم ممکن است به شدت افزایش یابد. این امر به نوبه خود می‌تواند بازتاب‌های بی‌شمار و نامطلوبی به دنبال داشته باشد:

نخست، افراد کم درآمدی که افزایش اولیه درآمد اسمی خود را کسب کرده‌اند درمی‌یابند که در آمد واقعی آن‌ها به دلیل تاثیر منفی ناشی از تغییر در قیمت‌های نسبی به‌‌ همان اندازه افزایش نیافته است.

دوم، افرادی که درآمد اسمی آن‌ها افزایش نیافته باشد در پی اتخاذ روش دفاعی افزایش درآمد برمی آیند. ترکیب درآمد اسمی ثابت و قیمت‌های نسبی بالای کالاهای اساسی نشان دهنده کاهش درآمد واقعی گروه‌های کم درآمد است و مقاومت در برابر این افراد برای جبران در درآمدشان بویژه در وضعیت سیاسی که احتمالا همراه با تغییرات پدید می‌آید، غیر ممکن خواهد بود.

در مرحله سوم، مازاد تقاضای کلی عمومی و شروع مارپیچ تورمی شدید درآمد‌ها و قیمت‌ها وجود خواهد داشت. در شدید‌ترین وضعیت امکان دارد کنترل عرضه پول از دست دولت خارج شود و سیستم مالی با کارایی قادر به انجام وظیفه نباشد.

چهارم، درهر صورت بسیار پیش ازآنکه چنین وضعیتی رخ دهد موازنه پرداخت‌ها تحت فشار شدیدی قرار خواهد گرفت. کاهش ارزش پول یا اقداماتی شبیه به آن می‌بایست انجام گیرد و نتیجه آنکه مارپیچ تورمی باز هم تشدید‌تر خواهد شد. نتیجه آنکه ارائه موثر و کارآمد توزیع درآمد بین اقشار جامعه به نوع خدمات مناسب و ترکیب صحیح آن‌ها بستگی دارد. با توجه به اینکه دولت درآمد افزون تری نسبت به گذشته با برداشتن یارانه‌ها از روی حامل‌های انرژی و کالا‌ها به دست آورد، باید روند عادلانه تری نیز برای انتقال این درآمد‌ها به اقشار محروم‌تر جامعه انتخاب می‌شد.

 * این مقاله در ماهنامه دنیای کیش منتشر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی

 از ابتدای دولت یازدهم تا به الان واژگان دولتی و بخشنامه ای غنی و غنی تر شده است!!! مسئولان عزیز و  در صدر استاد گرامی گذشته ما، جناب ربیعی اهتمام بیشتری در این راستا دارند.لوکس سازی از آنجا شروع شد که  آقای روحانی و ربیعی گفتند اول از مشاغل شروع کنیم. عناوین مشاغل را شکیل کنیم . دوستان البته  شاید ندانند که بیکاری و فقر با واژه سازی مهار نمیشود. در این راستا اشتغال اجتماعی هم ساخته شد. اخیرا  هم آقای ربیعی گفته اند به جای سبد کالا بخوانید بسته امنیت غذایی که مثلا شکیل تر شود. حالا فکر نکنید قرار است سبد کالا پر تر شود ...نه، قرار است باز هم به یک عده تعلق بگیرد. حال این مسئله به کنار، به نظر میرسد در پایان دولت یازدهم کلی واژگان فارسی گسترده تر شود.خلاصه این هم از الطاف دولت شیک ساز است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی،
لینک های مرتبط :


حسن روحانی درراستای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی بر لزوم خود اتکایی در 8 محصول کشاورزی تاکید کرد. رئیس جمهور مقرر کرد امکانات و منابع مالی، تکنولوژیکی و علمی مورد نیاز کشاورزی و صنایع جنبی آن برای افزایش 20 درصد به میزان خوداتکایی کشور در هشت محصول اساسی کشاورزی تا پایان سال 1397 تأمین شود و در اختیار بخش کشاورزی قرار گیرد.این گفته رییس جمهور در حالی مورد توجه اذهان قرار میگیرد که دولت افزایش قیمت حامل های انرژی را اعلام کرده است.مخالفت ها بر سر این تصمیم دولت از مدت ها پیش و بر اجرای فاز اول هدفمندی یارانه ها اعلام شده است. اینبار نیز همزمان با اجرای فاز دوم هدفمندی نیز عده ای بدون در نظر گرفتن اثرات تورمی بر این تصمیم از اجرا سازی این افزایش در تمامی حوزه ها تاکید کردند و اینطور هم توجیه میکنند که این افزایش قیمت حامل ها باید در حوزه کشاورزی هم صورت گیرد. چرا که ایجاد تبصره در این حوزه از سوی دولت باعث عدم توازن در دیگر بخش ها،قاچاق و عدم رقابت خواهد شد.این در حالی است که بی توجهی به کشاورزی و کشاورزان باعث افزایش هزینه ها و عدم تولید در این حوزه خواهد شد.افزایش قیمت گازوئیل و برق از یکسو و بستن مالیات بی مورد و نابجا بر سر چاه های کشاورزی از طرف دیگر و عدم رسیدگی به تولیدکنندگان خرده پا، باعث تعطیلی و اخلال در تولید و برداشت و در نتیجه کناره گیری کشاورزان از کار خود خواهد شد.اینجاست که جا دارد گفته شود که باید به جای کلی گویی دنبال  راهکار باشیم.اصلاح ساختارها در کشاورزی،ایجاد منابع مالی و جملات شیک و پر مسما در جای خود پسندیده است. ولی با بی توجهی به تخصیص سهمیه تولیدی،در عمل سال به سال شاهد نزول شاخص تولید کشاورزی در روستاها و به خصوص کشاورزان خرده پا خواهیم بود.حداقل دولت باید سهمیه سوخت در اختیار کشاورزان قرار دهد.در غیر این صورت با احتساب هزینه ها هیچ کشاورزی حاضر به کشت محصولی که دخل به خرج نرساند نیست.از طرفی در مرحله برداشت و خرید محصول دولت همکاری لازم را با کشاورزان نمیکند.این میشود که دستورها و طرح ها و لایحه ها و خط مشی ها بر روی کاغذ کمرنگ میشوند.آنجا که صحبت از خودکفایی و خوداتکایی است مدیریت صحیح دولت را می طلبد نه کاغذ و جوهر.





نوع مطلب :
برچسب ها : حسن روحانی، دولت،
لینک های مرتبط :


شنبه 16 فروردین 1393 :: نویسنده : صفیه رضایی
وقتی سخن از پناهندگان یا مهاجرین می‌شود ناخودآگاه ذهن بدین سو می‌رود که واقعا مهاجرت با انگیزه چه؟ برای چه؟ اصلا چرا عده‌ای حاضرند خود را به آب و آتش بزنند و هزاران مشکل را تحمل کنند تا مثلا از کشور خارج شوند. به دنبال چه چیزی هستند؟ شاید بتوان در لابه‌لای این سوالات پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای چون فقر‌، فرار‌، رهایی و آزادی از شرایط موجود را مثال زد ولی آن چیز که مهم‌تر از این سوال‌ها و جواب‌هاست این است که به واقع کسانی که اقدام به مهاجرت و پناهندگی می‌کنند شرایط بد و اسفناکی را دارند. ولی این مسیله به‌گونه‌ای بازتاب می‌یابد که گویی آنها اقدامی غیر‌قانونی را مرتکب شدند و اصلا نباید می‌رفتند. در اذهان و افکار عمومی این موضوع آنچنان قبیح جلوه داده می‌شود که انگار عده‌ای دزد و قاچاقچی و فاسد برای هزار و یک فساد دیگر دست به این اقدام می‌زنند. هیچ‌گاه هم یادی از آنان نمی‌شود. اگر هم قرار است مثلا در عید نوروز تبریکی به هم‌وطنان خارج از کشور گفته شود معمولا آنهایی بر سر زبان می‌آیند که در بهترین خیابان نیویورک زندگی می‌کنند. کسی یادی از هم‌وطنانی که در کمپ‌ها در انتظار پناهنگی هستند نمی‌کند. کسی تبریکی به آنان نمی‌گوید. اصلا فکر هم نمی‌شود که آنها نوروز را چگونه می‌گذرانند و اصلا احساسشان به شب عید چیست؟ پناهندگان ایرانی در کشور آلمان (حدود ۶‌هزار نفر)، ترکیه (۷ هزار نفر)، مالزی (۵ هزار نفر ) و در اندونزی و کشورهای دیگر نیز در همین حدود می‌باشند، در بعضی از کشورها که نام برده نشد نیز ایرانیان در انتظار پذیرش پناهندگی یا پرواز به کشورهای پناهنده‌پذیر در شرایط بسیار دشوار و غیر‌انسانی به‌سر می‌برند. در این کمپ‌ها خانواده‌هایی هم به همراه فرزندان خود با حداقل امکانات زندگی می‌کنند. در کشور مالزی به‌اندازه‌ای به پناهندگان ایرانی غذا داده می‌شود که فقط بتوانند زنده بمانند، در کشور ترکیه پناهندگان ایرانی در کنار پناهندگان افغانی و سوری و سایر کشورها در اردوگاه‌هایی زندگی می‌کنند که زندان در مقابل آنها هتل به‌حساب می‌آید. در آلمان پناهندگان ایرانی فقط روزی یک وعده غذا می‌گیرند و پول تو جیبی آنها به اندازه هزینه یک شکلات هم نیست، ساعت ۷ بعد از ظهر به بعد کمپ‌های پناهندگی در آلمان درها را می‌بندند و اگر کسی بیمار شده و نیاز به بیرون رفتن از کمپ داشته باشد باید تا صبح صبر کند. چه بسیار افرادی که در این کمپ‌ها از شدت بیماری صبح را ندیده‌اند، ۸۰ درصد از این پناهندگان فقط برای یافتن کار و زندگی بهتر به قصد پناهندگی از کشور خارج شده‌اند و قاچاقچیان انسان تمام دارایی آنها را غارت کرده و آنها را در میانه راه رها می‌کنند. حدود ۵ الی ۶ درصد از این پناهندگان به نظر خودشان دارای جرایم سیاسی هستند و با تلاش و آسمان و ریسمان بافتن مدرک سیاسی بودن خود را به کشور میزبان تقدیم می‌کنند.

البته انگیزه مهاجرت هر‌چه که باشد: فقر، ناامنی، بیکاری، جرایم سیاسی و… کم‌کاری دولت بیشتر به‌چشم می‌آید. این مهاجرین و پناهندگان هر که و با هر انگیزه‌ای که دست به مهاجرت زده باشند باز هم جز سرمایه انسانی کشور هستند. چرا باید شرایط به‌نحوی پیش رود که دولت هیچ اقدام حمایتی برای این عزیزان نداشته باشد تا حداقل از شرایط رهایی یابند. اینها هم جز همان سرمایه‌های انسانی هستند که بر روی دست دولت باد کرده‌اند. تورمی که به بیرون از مرزها کشیده می‌شود‌. جایی که دیگر عده‌ای طعم شب عید و نوروز را به خوبی داخل وطن نمی‌چشند. هر‌چند دولت‌های نهم و دهم با تاسیس شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، در ظاهر قصد رسیدگی به امور ایرانیان خارج‌نشین از جمله پناهندگان را داشت اما در عمل این شورا به‌عنوان وسیله‌ای برای سفر چندین‌باره نور چشمی‌های دولت شد. از دولت یازدهم توقع می‌رود که با تشکیل یک کمیته به وضع ایرانیان پناهنده در دیگر کشورها رسیدگی و از نزدیک با مشکلات آنها آشنا شود و در صورتی که نیاز باشد به این پناهندگان تضمین داده شود که در صورت بازگشت به کشور محاکمه نمی‌شوند مطمیناً تعداد بسیار زیادی از این پناهندگان به کشور باز‌می‌گردند چرا که در این سال‌ها آن‌قدر دچار مشکلات مختلف اخلاقی، فرهنگی و مالی شده‌اند که اکنون منتظر کوچک‌ترین اشاره از سوی دولت هستند. باشد که آنها نیز طعم نوروز و هفت‌سین را دوباره بچشند.

* این مقاله در ماهنامه گزارش به چاپ رسیده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : دولت، امنیت، فقر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 26 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

چند روزی به پایان سال 92 نمانده است. سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب سال حماسه سیاسی و اقتصادی نامگذاری شد.سالی پر از تلاطم که هر کس که صاحب نقد و بحث باشد این سال را پلی برای تحلیل حوادث قبل و بعد از این سال انتخاب میکند.آغاز این سال همزمان با تکاپوی انتخابات ریاست جمهوری بود. پایان دوره 8 ساله ریاست جهموری محمود احمدی نژاد  و شروع دولت تدبیر و امید.به واقع چه نیک رهبر معظم انقلاب این سال را نامگذاری کردند. حماسه سیاسی و حضور پر شور و گسترده مردم در انتخابات یازدهم. انتخاباتی که از ماهها قبل  از سوی رسانه های بیگانه رصد میشد و گمانه زنی ها برای رییس جمهور یازدهم همیشه نقل محافل سیاسی بود.در خرداد 92 حسن روحانی با رای مردم انتخاب شد و دوره جدیدی در مناسبات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ایران پا گرفت.دوره ای که کاملا با استراتژی 8 ساله محمود احمدی نژاد متناقض بود. حسن روحانی در مرداد ماه 1392 در مجلس شورای اسلامی ایران سوگند یاد کرد و دولت مهرورزی جای خود را به دولت اعتدال داد. گفتمان مقاومت و عدالت اینک به گفتمان تنش زدایی و اعتدال در صحنه بین الملل میدان داد.این دوره رویداد مهم در سال 92 و در تاریخ ایران به حساب می آید. روحانی آمد تا دروازه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را به روی دول ارووپایی و امریکایی بگشاید.این گفتمان و استراتژی ابتدا در مناسبات بین ایران و 1+5 بیشتر نمود یافت. برنامه هسته ای ایران که با گفتمان مقاومت در دوره 8 ساله محمود احمدی نژاد به غنی سازی ادامه میداد، با روی کار آمدن حسن روحانی راه مذاکره را به پیش گرفت.گفتمان مذاکره  با آمریکا ماه ها مورد مناقشه میان جناح های سیاسی بود.از یک سو طرفداران محمود احمدی نژاد بودند که با شکست کاندیدای اصلح خود سعید جلیلی راه مخالفت با مذاکره با آمریکا را در پیش گرفتند و از سویی طرفداران اصلاحات و اعتدالیون بودند که بر نقش مذاکره با آمریکا به عنوان راهی برای لغو تحریم ها علیه ایران تاکید داشتند. این مناقشات البته از سوی رهبر معظم انقلاب حل و فصل  شد. ایشان بارها و بارها بر لزوم فرصت دهی به دولتمردان دولت یازدهم برای پیش بردن مناسبات با آمریکا و اروپا تاکید داشتند.شاید سخنرانی های ایشان بعداز انتخابات و در اثنای مناقشات بر سر مذاکره با آمریکا را بتوان بعنوان تاریخی ترین سخنان سال 92 قلمداد کرد. با این حال این مخالفت ها از سوی دو جناح وجود دارد و البته سخن اصلی این مخالفت ها بر سر توافق ژنو و نتایج حاصل از مذاکرات دو ژنو بیشتر شد. جایی که مذاکره کنندگان هسته ای ایران از حق غنی سازی 20 درصد که در طی سالهای زعامت احمدی نژاد پابر جا بود کنار کشیدند و در عوض لغو بسیاری از تحریم های علیه ایران موثر شد.این توافق از سوی موافقان به عنوان یک پیروزی بزرگ در تاریخ ایران و از سوی مخالفان به عنوان ننگی تاریخی شناخته شد. در هر صورت توافق ژنو با وجود بی اعتمادی به آمریکا که بارها و بارها از سوی رهبر انقلاب گوشزد میشد صورت گرفت . هر چند کارشکنی تندروهای آمریکایی راه را برای لغو تحریم ها علیه ایران می بست، با این حل با هوشیاری مذاکراه کنندگان ایرانی این مهم آنچنان موثر نشد. با این حال بعد از چندین سال از گذشت تاریخ انقلاب اسلامی ایران با آمریکا بر سر یک میز نشست. این رویداد البته در تمام رخ دوربین های خبری جهان رخدادی مهم جلوه گر شد.ایران از حق غنی سازی 20 درصد خود کوتاه آمد، شیرهای غنی سازی را بست و در عوض دروازه های تجاری به سوی ایران باز  شد.تحریم های چند ساله آمریکا و اروپا بر سر برنامه هسته ای ایران نیازمند یک راه حل بود. هر چند گفتمان  مقاومت در این سالها ایران را از حواشی روانی تحریم و اقدام نظامی مصون داشت ولی این فصل جدید البته در چند سال راهگشای پل های موفق ترقی برای ایران در صحنه بین الملل خواهد شد. شرکت حسن روحانی در اجلاس داووس و سخنان ایشان درباره علاقه ایران بر باز کردن دروازه های اقتصادی به روی جهان دلیلی برای این سیاست میتواند  باشد. در هر صورت  سال 92 در دو نگاه قبل تحلیل است: یک نگاه انفصال از فصلی که ایران منزوی در تیرس تحریم ها بود و یک نگاه ارتباط ،یعنی فصلی که تئوری آشتی و تنش زدایی بر ایران حاکم شد. اینکه موافقان چه میخواهند و مخالفان چه میگویند در میانه خطوط قابل بررسی است ولی واقعیت همان است که میشود.

پیش بینی هایی برای اقتصاد 93

دولت روحانی وارث اقتصادی مریض شد.اقتصادی که با تورم 35 درصد و رکودی بی سابقه هنوز نفس میکشید.سالهای زعامت احمدی نژاد سخن از مقاومت و اقتصاد مقاومتی بود. هر چند این تئوری در شرایطی باعث تقویت  گفتمان اتحاد و جهت دهی داخلی شد ولی بی توجهی به این رویه در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر مورد باور  قرار گرفت.

دولت نهم و دهم با پیروی از گفتمان عدالت و مهرورزی و کمک به مستضعفین اصل فراموش شده برنامه سوم توسعه را عملی کرد. هدفمندی یارانه ها. اصلی که هیچ دولتی از زمان تصویب این بند جرات عملی کردنش را نداشت. احمدی نژاد در میان هیاهوی نقدهای سازنده و غیر سازنده به این اصل آنرا عملی ساخت و البته تبعات آن نادیده گرفته شد.آنجا که تورم و رکود اقتصادی بر پیکره این سیاست اقتصادی دامن میزد و آنجا که مردم وابسته به این پول ناچیز ماهانه شدند.احمدی نژاد نیتش خیر بود و هست و هنوز سنت وی پابرجاست ولی انتقادها از هدفمندی یارانه ها دولت یازدهم را به فکر چاره واداشت. در چند و چون چند ماهه بر سر اجرایی شدن یا نشدن فاز دوم هدفمندی دولت روحانی سیاست سبد کالا را در پیش گرفت . هر چند این رویه یادآ ور زمان تحریم و جنگ و کوپن های دهه 60 و 70 بود با این حال همگان از این سیاست روحانی به عنوان آغازی برای رهایی از کارت های یارانه زمان احمدی نژاد یاد  میکنند. نقدها به این و سیاست کوپنی رواست ولی با این حال پیش گرفتن این سیاست از سوی دولت یازدهم امیدی را برای سال 93 رقم میزند.جایی که در کناره این سیاست دولت از رشد 3 درصدی اقتصادی برای سال 93 و رهایی از رکود دم میزند.اقتصادی که در سالها با نرخ تورم 35 درصد روزگار گذرانده البته باید راه چاره ای هم برای خود بیابد. با این حال با پیش بینی صندوق بین المللی پول مبنی بر فصل رونق و شکوفایی اقتصادی  به مدد رشد تجاری و سیاسی ایران، این صندوق بر لزوم اصلاحات در بدنه اقتصاد ایران تاکید میکند. صندوق بین‌المللی پول در گزارشی می‌گوید که طی سال‌های اخیر اقتصاد ایران با «شوک‌های بزرگ و مدیریت ضعیف اقتصاد کلان» درگیر بوده که «ضربه‌های چشمگیری بر رشد و ثبات اقتصادی کشور» وارد کرده است.این گزارش در ادامه می‌گوید که مجموعه‌ای از شوک‌های اقتصادی به همراه اجرایی شدن فاز اول هدفمندی یارانه‌ها، تامین مالی نامناسب برنامه‌های بلندپروازانه اجتماعی و بدتر شدن فضای روابط خارجی با تشدید تحریم‌های مالی و تجاری علیه کشور باعث تضعیف اقتصاد ایران شده است.این گزارش می‌گوید که بیکاری و تورم بالایی بر کشور حاکم است و علایم تضعیف بانک‌ها نیز مشاهده می‌شود که این شوک‌ها باعث «تضعیف ساختاری» اقتصاد شده است.این نهاد بین‌المللی در ادامه می‌نویسد که هم‌اکنون ایران در دوراهی قرار دارد؛ ریسک ادامه مسیر موجود که می‌تواند تداوم رشد اقتصادی پایین و تورم بالا را برای ایران به همراه داشته باشد، یا شروع اصلاحات پیشرفته برای تقویت ثبات، سرمایه‌گذاری و بهره‌وری که از مسیر اصلاحات زیربنایی و در چارچوب‌های حمایت‌های تولیدی،کارگری و بازارهای اعتباری می‌گذرد.

گزارش این نهاد مالی می‌گوید که دولت  حسن روحانی «به خوبی از چالش‌های موجود آگاه است و در زمینه‌های اقتصادی زیادی کارهای مقدماتی را شروع کرده است، به طوری که آهنگ رشد منفی فعالیت‌های اقتصادی در کشور آهسته‌تر شده است.این گزارش می‌گوید که در نیمه اول سال ۲۰۱۳ روند کوچکتر شدن اقتصاد ایران (رشد منفی اقتصادی) ادامه داشت، اما از نیمه دوم به بعد شتاب این روند کاهش یافت و مجموعا رشد اقتصادی ایران در این سال منفی یک تا دو درصد ارزیابی می‌شود.

صندوق بین‌المللی پول می‌افزاید که تورم پرشتاب ۲۰ ماهه منتهی به ژوئن ۲۰۱۳ (پایان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) که به ۴۵ درصد رسیده بود، به سرعت به زیر ۳۰ درصد در ماه سپتامبر (یک و نیم ماه پیش) سقوط کرد.این گزارش علت این امر را سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی، افزایش قدرت ریال و کاهش تورم برخی محصولات عمده در سطح جهانی معرفی کرده است.این گزارش چشم‌انداز توافق هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی برای سال جاری میلادی را مثبت ارزیابی کرده و گفته است که این چشم‌انداز بهبود یافته، اما هنوز «در درجه شکنندگی بالایی» قرار دارد.بر اساس ارزیابی این نهاد بین‌المللی «در فضای روابط خارجی کنونی» فعالیت‌های پروژه‌های اقتصادی به سوی ثبات است و انتظار رشد مثبت یک تا دو درصدی اقتصاد ایران برای سال ۲۰۱۴ می‌رود.صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده است که با در نظر گرفتن تبعات افزایش قیمت سوخت که در دستور دولت قرار دارد، تورم در پایان سال جاری میلادی پتانسیل کاهش به ۱۰ تا ۱۵ درصد را نیز دارد.این گزارش توصیه کرده است که روند افزایش قیمت حامل‌های انرژی در ایران با احتیاط و ارزیابی‌های دقیق انجام شود و بانک مرکزی باید به شدت بر ثابت نگه داشتن قیمت‌ها تمرکز کند و از شوک‌ها اجتناب کند.
موسسه تحقیقاتی بیزینس مانیتور نیز در جدیدترین گزارش خود پیش بینی کرد رشد اقتصادی ایران در سال جاری میلادی به ۲.۸ درصدی برسد و تورم به ۲۲ درصد کاهش پیدا کند.البته بیزینس مانیتور پیش تر رشد اقتصادی 2.4 درصدی را برای ایران در سال 2014 پیش بینی کرده بود.
این گزارش بهبود شرایط خارجی و مدیریت بهتر داخلی را دو دلیل رشد و رونق اقتصاد ایران در سال 2014 بیان کرده و مینویسد: اقتصاد ایران در سال 2014 وارد رشد می شود و این در حالی است که روابط ایران با غرب و مدیریت شاخص های کلان اقتصادی در این کشور رو به بهبود دارد. این مسئله می تواند به رشد صادرات ایران و افزایش اعتماد تجاری و اعتماد مصرف کننده در ایران منجر شود. 

در عین حال عدم اطمینان درمورد نتیجه مذاکرات هسته ای همچنان بر چشم انداز اقتصادی این کشور سایه افکنده است. به علاوه طی ماه های آینده، ریال ایران در بازار آزاد همچنان وضعیت غیر ثابتی خواهد داشت.
بر اساس پیش بینی بیزینس مانیتور ارزش اسمی تولید ناخالص داخلی ایران که در سال 2013 بالغ بر 435.3 میلیارد دلار بوده در سال 2014 به 466.7 میلیارد دلار خواهد رسید.نرخ تورم ایران نیز از 28 درصد در سال 2013 به 22 درصد در سال جاری میلادی کاهش خواهد یافت. این گزارش کسری بودجه دولت ایران را در سال 2014 معادل 1.1 درصد تولید ناخالص داخلی و میزان تراز حساب های جاری ایران در این سال را معادل 4.7 درصد تولید ناخالص داخلی پیش بینی کرده است.

در هر صورت  بکار گیری یک رفرم اقتصادی از دولتی اعتدالی برمی آید.این اصلاح اقتصادی آغازی بر نوسازی چند ساله اقتصاد ایران است.این دوره پساتحریم برای ایران قلمداد میشود. فاصله سالهای 93 تا96 آغازی بر پایان تحریم ها علیه ایران پیش بینی میشود. هر چند بر اراده سیاسی دولت شکی نیست،ولی اعتمادی بر صحنه بین الملل و یکه تازی های غربی ها هم نیست.

 *** این مقاله در ماهنامه دنیای کیش منتشر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، دولت، حسن روحانی، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

آیا سرک کشیدن در مسایل داخلی یک کشور خدشه به هویت سیاسی آن کشور نیست؟ و آیا پیش کشیدن مقوله حقوق بشر دور زدن و دور شدن از بحث اصلی مذاکرات و ایجاد گمراهی در این زمینه نیست؟ و  آیا قرار است مسایل داخلی یک کشور در موضوع سیاست خارجی بین دولتها هم تاثیر گذار باشد؟ به چه قیمت و با کدام شاخص سنجش در دیپلماسی؟و آیا قرار است گزینه های روز میز غربی ها از اینک از سانتریفیوژ های بسته و شیرهای یخ زده هسته ای سر از حریم خصوصی و امنیت ملی و هویت سیاسی و مسایل داخلی ما درآورد؟ اصلا با کدام توجیه؟ هر توجیهی در این زمینه بی نتیجه است و بی مفهوم. گویی قرار است هیچ جایگزین هیچ شود. چند روز آینده هم  دفترهایشان را بگشایند که مثلا شما  حقوق بشر را در کشورتان رعایت نمیکنید بدین خاطر باید باز هم تحریم شوید؟ و آیا اینها که ما را  در مسایل امنیتی و تعریف شده  داخلی مان راحت نمیگذارند و انگ حقوق بشری برایمان میزنند زمانی که تحریم دارویی شدیم آن را ضد حقوق بشر ندانستند؟ و چرا اشتون به جای ملاقات با بیماران و سرک کشیدن به قبرهایی که از نبود دارو جان دادند در سفارت اتریش با کسانی ملاقات کرد که اصلا از  عناصر خاطی نظام تلقی میشدند؟چرا؟چرا؟چرا؟........





نوع مطلب :
برچسب ها : امنیت داخلی، سیاست خارجی، دولت،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت یازدهم با ابراز امیدواری از سیاست های در پیش گرفته اقتصادی رشد سه درصدی را برای کشور پیش بینی کرده است.رشدی که قرار است به مدد باز شدن دروازه های اقتصادی به سوی غرب و سیاست های بکار گرفته داخلی حاصل شود.همواره نرخ رشد و اعلام نرخ آن مورد مناقشه بوده است.در این میان  سخنی که بارها و بارها گفته شده و کسی پاسخی برای آن نداده است این است که کدام رشد و با چه مقیاس توسعه؟ اصلا قرار است توسعه ای باشد یا نه؟ و یا اینکه در این شرایط صرفا به مقوله رشد عددی و آماری توجه میشود و قرار نیست توسعه شاخص انسانی سنجیده شود.به واقع تکیه صرف به برآمار و  اطلاعاتی که البته تاییدی بر صحت آن هم در نظر نباشد در نگاه اول گمراه کننده است و در وهله دوم دولتمردان را دچار کلی گویی میکند. چیزی که بارها و بارها در  دولت های قبل گوشزد میشد. با این حال پیش بینی همین مقدار رشد اقتصادی با تکیه بر درآمدهای نفتی البته که راهگشا و مثمر ثمر است. جا دارد که در کنار اعلام اطلاعات رشد عددی اقتصادی به رشد کیفی شاخص توسعه انسانی و بهبود شاخص پارامترهای اجتماعی نیز تاکید شود.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، دولت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

سفر کاترین اشتون به ایران حواشی زیادی داشت.بخصوص دیدار وی با فعالان زن و به خصوص مادر ستار بهشتی بود.سوا از اینکه عده ای این رویداد را مطابق با اصل حقوق بشری میدانند و در بوق و کرنایش میکنند و عده ای هم آنرا نمایشی کثیف از انگلوساکسون هایی میدانند که با  نقاب ترحم و حقوق بشری میخواهند تیشه بر ریشه یکسری واقعیت ها بزنند و  مثلا از مردم ایران حمایت کنند یک نکته بیشتر به چشم می آید اینکه به واقع هر کشوری در حوزه امنیت ملی حریم خود را دارد.مرگ ستار بهشتی  که علت مرگش البته در آخر هم معلوم نشد یعنی اینقدر ذهن مشغول اشتون را مشغول تر  کرده بود.؟ حالا به واقع وزارت امور خارجه و وازارت کشور و اطلاعات دروازه های خود را چرا باز گذاشتند که خانم اشتون به چه مناسبت با عده ای دیدار کند که چه مثلا... دیدار با محکومین امنیتی کشور ما چه ربطی به اشتون دارد. اینقدر بی تفاوت شده ایم یا شاید پس پرده گزینه هایی وجود دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاست داخلی، امنیت داخلی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 اسفند 1392 :: نویسنده : صفیه رضایی

نزدیک به یک ماه از اسارت مرزبانان ایرانی میگذرد.از زمانی که این خبر بر خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت تا به این لحظه شبکه های اجتماعی مملوء از پست هایی بوده که حاکی از تقاضا برای آزادی فرزندان ایران است.از جمله در توییتر که این خبر در صدر اخبار داغ جهان قرار گرفت. در لابه لای اخبار ضد و نقیضی که از آزادی مرزبانان ایرانی مخابره میشود با این حال هنوز سازمان های حقوق بشر جهانی هیچ اقدام و صحبتی در راستا نداشته اند. با این حال نامه روز گذشته بیش از 400 هنرمند و روزنامه  نگار خطاب به سازمان ملل متحد  این امید را تقویت میکند که اقدامی از سوی این سازمان و مجامع حقوق بشری صورت گیرد. هر چند تا به  اکنون هیچ واکنشی از این سازمان درباره اسارت مرزبانان ایرانی صورت نگرفته است.جای بسی تاسف است که آنهایی که ادعای حقوق بشر دارند اقداماتشان بوی حقوقی بی بشر را میدهد. با این حال واکنش اهالی فرهنگ ایران به این موضوع و امضای نامه ای خطاب به سازمان ملل حرکت قابل ستایشی است. امید است فرزندان وطن به زودی آزاد شودند.





نوع مطلب :
برچسب ها : جنگ، امنیت،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11